بنابراين به چه سبب تقواى چنين خدائى را پيشه نمىگيريد ؟ و خود را در حفظ و صيانت وى قرار نمىدهيد ؟ !
پس آگاه باشيد اى گروه مردمان ! الله است پروردگارتان كه حقّ مىباشد ! پس ، از حقّ كه صرف نظر نمائيم چه چيزى مىتواند وجود داشته باشد غير از ضلالت و گمراهى ؟ ! پس بكجا از حقّ اعراض كرده ، بدانجا روى آور مىشويد ؟ !
اى پيغمبر ! مثل اين موضوع بود كه كلمه حتميّه پروردگارت بر كسانى كه فسق ورزيدند و از راه حقّ عدول كردند مُهر شده ، ثابت و متحقّق گشت كه ايشان ابداً ايمان نخواهند آورد ! »
در اين آيات مباركات چقدر با منطق متين و برهان دلنشين و احتجاج قوىّ راستين ، تمام خلائق را مخاطب ساخته است كه : روزى دهنده از آسمان و زمين و صاحب ولايت و تصرّف در حواسّ ظاهره : سمع و بصر ، و تدبير امر در عالم ملكوت و زنده كردن از مردگان و ميرانيدن از زندگان همه اينها مربوطاً و مجتمعاً بدست كيست ؟ !
كيست كه مىتواند پاسخ نفى دهد ؛ حتّى مشركين و عبَدهء اصنام و اوثان ؟ !
لهذا فوراً پاسخ ميدهند : الله مىباشد .
پس اى پيامبر روشندل و متحقّق به حقّ بديشان بگو : آيا سزاوار نيست كه خود را در مصونيّت و حراست چنين پروردگارى در آوريد ؟ ! اينست خداوند كه حقّ است و غير او هر چه هست باطل مىباشد و ضلالت و گمرهى و پريشانى و تحيّر و سرگشتگى و ندامت !
بنابراين ، به چه علّت شما از اين خداوند حقّ و متحقّق به حقّ و حقيقت و داراى أصالت و واقع و واقعيّت روى مىگردانيد ؛ و به سوى باطل و ضلال كه
هَباءً مَنْثُوراً
مى باشد ، و ابداً وزنى و مايهاى و ثقلى ندارد متوجّه مىشويد ؟ ! اين خسرانى است بزرگ و شقاوتى است سترگ ! كه مردم و اهالى كشورِ مورد