بازار جهانى 15 فرانك بود . »
و در ص 11 و 12 مىنويسد :
« در كنيا ، اروپائيها 1060 پوند ، ساكنان آسيائى 456 پوند ، و آفريقائىها 56 پوند بطور متوسّط در سال درآمد دارند . »
و در ص 12 مربوط به سال 1957 ، مىنويسد :
« درآمد كنگو بلژيك 000 ، 000 ، 305 ، 49 فرانك بود . چهل و شش درصد آن نصيب اروپائىها شد كه فقط 4 % كلّ جمعيّت را تشكيل مىدادند . »
در كتاب « جهان سوّم و پديدهء كم رشدى » نوشتهء ايولكست در ص 223 گويد :
« نظريّهاى كه منشأ و مبدأ كم رشدى را به خفقان رونق اقتصادى زير فشار بار سنگينى جمعيّت نسبت ميدهد ، به دليل ديگرى قابل ايراد و اعتراض است :
كشورهاى توسعه يافتهء امروزى هم در دوران انقلاب صنعتى با رشد جمعيّت قابل ملاحظهاى روبرو بودند . در انگلستان و در آلمان در طىّ سدهء نوزدهم ، ميزان افزايش طبيعى ميان 11 تا 14 % نوسان داشت . اين سرعت آهنگ از سرعت كنونى برخى از كشورهاى كم رشد بيشتر است ؛ و ميتوان آن را با ميزان رشد جمعيّت كشورهاى جهان سوّم در چند دههء گذشته مقايسه كرد . »
در كشورهاى صنعتى كندى رشد جمعيّت علّت توسعهء اقتصادى نيست بلكه معلول آنست
و در همين كتاب در ص 226 مىگويد :
« در كشورهاى توسعه يافته ، كُندى افزايش جمعيّت پيش از آنكه سبب توسعهء اقتصادى و اجتماعى باشد ، نتيجه و حاصل آن است . در كشورهاى جهان سوّم نمىتوان افزايش جمعيّت را نخستين سبب كم رشدى دانست . »
و در ص 43 مىگويد :
« با وجود معمول بودن شيوهء كشاورزى فشرده ( كشت زياد روى زمين كم ) « خاور دور » از هر هكتار 16 كنتال برنج بدست مىآورد ، و هند 8 / 11 كنتال ، در