ترتيب به 90 درصد و 10 درصد تغيير يابد .
مشكل جهان سوّم نداشتن حكّام بصير و عادل است ، نه فزونى جمعيّت و شرائط اقليمى
جهان سوّم نيازمند ايدئولوژى اسلام مىباشد
از مجموع بررسىهاى فوق كه در اين بحث آورديم ، در مىيابيم كه مبارزات جهان سوّم با كشورهاى پيشرفته ، بايد در قالب خصوص ايدئولوژى اسلام شكل گيرد تا بتواند به نحوهء صحيح ، اجتماع را به حركت آورد و دست متجاوزين و ستمگران و ظالمان را كوتاه گرداند . و ابداً اشكال ، مسأله فزونى جمعيّت نيست ، و نيز شرائط اقليمى و منطقهاى در آن دخالت ندارند . فقط و فقط نداشتن حُكّام بصير و عادل و دلسوز بوده است كه با ستمكاران سازش نموده ، و ملّت را گوسفندوار از دم تيغ آنان مىگذرانيدهاند .
دوكاسترو در كتاب « انسان گرسنه » ص 353 تحت عنوان « شرائط اقليمى ، يك بهانهء بىپايه » مىنويسد : « مسأله به اندازهاى از شرائط اقليمى جداست كه حتّى در نواحى ما فوق حارّه با دستجاتى برخورد ميكنيم كه شرائط تغذيه شان بمراتب از سكنهء آفريقاى استوائى و گرمسير بدتر است . و اين امر در مورد اتّحاديّهء جنوب آفريقا و سرزمينهاى انگليسى آفريقاى جنوبى بازوتولند ، بچوآنالند ، و سوازيلند صدق مىكند . »
و سپس در ص 355 مىنويسد : « گرسنگى در اتّحاديّهء جنوب آفريقا بقدرى بوده است كه از يازده هزار شاگرد كه مورد معاينه قرار گرفتند ، هشتاد و چهار درصد آنها روزانه فقط يك بار خوراك مىخوردند ، چهارده و نُه دهم درصد آنها دوبار ، و فقط شش درصد آنها سه بار خوراك مىخوردند . »
و در ص 355 نيز اشاره به گرسنگى در مستعمرههاى انگليس در جنوب دور مىنمايد و مىنويسد :
« سكنه بازوتلند چنان به سرعت افزايش مىيابد كه نظير آن در آفريقا كمتر يافت مىشود . در طىّ چهل سال اخير اين جمعيّت صد در صد اضافه شده است . و اين واقعيّتى است كه بار ديگر نظريّهء ما را دائر بر اينكه گرسنگى