« چه بسا كه تصاوير جوامع پيشرفتهاى چون آمريكا ، روسيّه ، چين ، اسرائيل و غيره در قالب يك ايدئولوژى جديد بيان شود ، و هدف جوامعى كه از قافلهء پيشرفتهاى اقتصادى و اجتماعى عقب ماندهاند قرار گيرد . »
بعقيدهء صاحب نظران ، امور ذيل را ميتوان از جمله نمودارهاى فقر اقتصادى بشمار آورد :
1 - بيكارى فراوان
2 - كمبود مصرف انرژى ( مقصود موادّ سوختى مايع و جامد و گاز طبيعى و انرژى هيدرو الكتريكى مىباشد . ) كه نشان دهندهء ضعف صنعت مىباشد زيرا جامعهء صنعتى پيشرفته نياز به مصرف بيشتر انرژى دارد
. . .
3 - پائين بودن تراز و درآمد ملّى و درآمد سرانه
4 - صنايع ، محدود به صنايع سبك است نه سنگين ، و كارگر صنعتى جهان سوّم نسبت به كارگر صنعتى كشورهاى پيشرفته هم از نظر مقدار كم است و هم از نظر كار آئى .
در كتاب « جامعه شناسى عقب ماندگى » ترجمهء دكتر احمد زرفروشان ، ص 168 و 169 آمده است :
« اگر كارگرانى را كه در كانها كار مىكنند كنار بگذاريم ، نسبت افرادى كه از كلّ جمعيّت فعّال در بخش صنعتى كار مىكنند ، در آفريقا 11 % و در آسيا 10 % و در كشورهاى آمريكاى لاتين 17 % است . در حالى كه اين نسبت در آمريكاى شمالى 37 % و در كشورهاى اروپاى غربى 42 % مىباشد . »
نسبت صنايع سنگين جهان سوّم به غرب 19 / 1 و نسبت صنايع غير سنگين 13 / 1
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٧