يكى از عوامل تراكم جمعيّت است تأييد مىكند . »
دوكاسترو در همان كتاب ص 66 و 67 تحت عنوان « گرسنگى ، علّت تراكم جمعيّت » مىنويسد :
« كافى است ياد آور شويم سه كشور جهان كه براستى دچار فزونى جمعيّت هستند ( چين ، هند و ژاپن ) هر سه كشور قحطى زده مىباشند و تازه هر چه گرسنگى و قحطى آنها را بيشتر مصيبت زده مىكند و دچار ويرانى مىسازد ، تعداد جمعيّتشان بيشتر افزايش مىيابد . . .
و از اينجا نتيجه ميگيريم كه اگر ممكن نباشد با تقليل جمعيّت و جلوگيرى از توليد نسل گرسنگى را از جهان بر طرف ساخت ، امّا از راه مبارزهء با گرسنگى به خوبى مىتوان از كثرت نفوس كاست .
با سازمان اقتصادى كنونى جهان ، تنظيم مواليد و تحديد جمعيّت به نظر ما كارى است كه سبب كاهش باز هم بيشتر محصولات غذائى ميگردد و بالنّتيجه پديدهء گرسنگى را باز هم شديدتر مىسازد ، در حالى كه به اقدام معكوس كه همانا افزايش تعداد مردم است البتّه نه با افزايش كمّى بلكه با افزايش كيفى و با ايجاد ارزش و اعتبار بيشتر براى وجود انسان از راه ارتقاء سطح تندرستى و سلامت او مىتوان بطور قطع ميزان محصول را افزايش داد . »
دوكاسترو سپس اشاره به سه ميليون انسان مبتلا به بيمارى مالاريا مىنمايد كه فقط مصرف كننده مىباشند در صورتى كه نيروهاى انسانى ارزندهاى براى توليد به شمار مىروند .
بارى ! دربارهء اين مطلب از رساله ، ما فقط به شرح و تفصيل مختصرى پرداختيم براى آنكه اطراف و جوانب مطلب روشن گردد . و اگر مىخواستيم به شرح مفصّلى بپردازيم ، سخن به درازا مىكشيد و موجب ملال مىگشت . ترسم آزرده شوى ورنه سخن بسيار است !
در وضع فعلى ، آبادانى كشور ما به ازدياد جمعيّت است نه كاهيدن آن !
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٢