تقسيم شوند :
اوّل : عالمان حقيقى كه به مصداق اين آيه سر و كارشان با قرآن است .
آيات آن را تلاوت مىكنند ، و آيات بر جان و دلشان مىنشيند و نفوسشان را تذكيه و تزكيه « 1 » مىكند ، و به خضوع و خشوع واقعى در مىآورد ، و در برابر عظمت و ابّهت و جلالت حقّ خرد و شكسته و منكسر مىگردند .
دوّم : عالمان بازارى و فرمولى كه فقط به قواعد و احكام تفسيرى و فقهى و اصولى و حكمى آشنائى دارند . و خوب از فرمولها اطّلاع دارند ، امّا اين علوم به جانشان ننشسته و در صقع نفوسشان وارد نشده ؛ علم را وسيلهء رياست و جاه دانسته ، براى تفوّق و برترى بر ديگرى ، حقيقت و وجدان و عاطفه و آخرت و رسول الله و قرآن و تمام مقدّسات را به ثمن بخس و بهاى اندكى مىفروشند .
اينها هستند كه در قرآن كريم به پستتر از مرتبهء بهائم تنزّل يافته ، و به
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
« 2 » از آنان تعبير شده است . نعوذ بالله من سطوة جلاله و عظمة قهره .
تلاوت و تدبّر و تفكّر در آيات قرآن است كه ما را محمّدى مىكند . قرآن
هامش
( 1 ) تذكيه با « ذال » از مادّهء ذكات و به معناى تطهير و پاك نمودن است ، و تزكيه با « زاء » از مادّهء زكات و به معناى نموّ دادن و رشد بخشيدن است .
( 2 ) قسمتى از آيه 179 ، از سورهء 7 : الأعراف ؛ و تمام آيه چنين است :وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ .« و تحقيقا سوگند كه ما براى جهنّم بسيارى از افراد جنّ و انس را مهيّا نموده و واگذاردهايم . آنان كه دل دارند و با آن تفكّر نمىكنند ، و چشم دارند و با آن نمىبينند ، و گوش دارند و با آن نمىشنوند . ايشان همانند چهارپايان هستند ، بلكه از آنها پستترند ؛ آنانند كه غافل مىباشند . »