مىنمايند و از آنچه ما به ايشان روزى دادهايم در پنهان و آشكارا انفاق مىكنند ؛ و به معامله و تجارتى كه زيان و خسران ندارد اميد بستهاند .
براى آنكه خداوند مزد و پاداششان را بطور كامل و وافى عنايت كند ، و از فضل و رحمت خود به آنان زياده مرحمت فرمايد . و تحقيقا خداوند آمرزنده و سپاس دارندهء بندگان است ( يعنى حقّ سپاس بندگان را ادا مىكند ) . » اين آيات ، اوّلا ما را به سرّ توحيد در ربوبيّت حقّ ، از اختلاف انواع و اقسام ميوهجات و ثمرات ، و اختلاف راهها و خطوط مشخّصه و رگ رگهاى مشهود در جبال كه به الوان مختلفى طبقات آن را از هم مشخّصه مىكنند ، و از اختلاف آدميان و حيوانات و اقسام گوسپندان و گاوها و شتران فرا مىخواند .
و ثانيا يادآورى مىكند كه : از ميان جميع تودهء مردم ، علماء هستند كه بدين ربط و ارتباط شگفت پى مىبرند ، و نور وحدت حقّ را در مجالى و مظاهر كثرات مشاهده مىنمايند .
و ثالثا بيان مىكند كه : مراد از علماء كسانى مىباشند كه قرآن را تلاوت مىكنند و اقامهء نماز مىنمايند ، و از اموال خود آشكارا و نهان در راه حضرت محبوب و معشوق ازلى و ابدى انفاق مىنمايند .
[ معناى حقيقى علم و عالم ، در اين آيات 54 سه دستورات أخلاقى قرآن ، بشريّت را به اعلا درجه از توحيد مىرساند ]
بنابراين ، معناى عالم دانسته مىشود . و مفاد از علم نيز معلوم مىگردد كه ارتباط وثيق با كتاب خدا و افكندن رشتهء عبوديّت وى در گردن است ؛ از نيايش و كرنش به درگاه او ، و از انفاق و ايثار در برابر او ؛ نه مجرّد خواندن و نوشتن و مكتب ديدن و به علوم تفكّريّه آشنا بودن . اينها علم نيست ، و صاحبانش از علماء نمىباشند . و اگر ديده شود كه در هر زمان افرادى از اين زمره وجود دارند و نام علماء بر خود مىنهند ، از باب تلبّس باطل به لباس حقّ ، و تشكّل إبليس در شكل آدميان است .
بنابراين منطق قويم قرآن ، بايد آنان كه مسمّى به عالم هستند به دو گروه