عظيمى بر آنها وارد شود ، بسوى يكى از اين اماكن مىروند و خداوند را مىخوانند ؛ و دعايشان مستجاب مىگردد . « 1 » ما اين مطالب را دربارهء نفيسه خاتون از ميان جميع كتبى كه ذكر شد ، از كتاب « نور الأبصار » انتخاب كرديم به جهت آنكه در اين مسئله از همه جامعتر است و ديگران زياده بر اين ندارند . ولى بايد دانست كه ما نيز مطالب اين كتاب را بطور اختصار ذكر كرديم ، و فقط به نقل اصول مطالب پرداختيم .
منظور ما از ذكر اين مخدّرهء عاليمقام ، انس و آشنائى او با قرآن كريم است كه بيشتر از همه چيز جالب است . زيرا با وجود عدم آشنائى به كتابت و قرائت ، بنا بر نقل مقريزى ، مسلّما قرآن را از حفظ داشته است . و چون اهل زبان و از سلالهء خاندان طهارت بوده و به حديث و تفسير وارد بوده است ، تحقيقا قرآن را از روى بصيرت مىخوانده و قرآن در جانش مىنشسته است . و در حال قرائت قرآن جذبات شوق و عشق الهى او را مىگرفته ، و از خود بى خود و به خداى خود مىپيوسته است . و آن حالات خوش كه در عالم توحيد است موجب بروز كرامات مىشده ، و أعيان و اعلامى را كه آشنا بودهاند مبهوت و متحيّر مىساخته است .
و از كثرت و تعداد بسيارى كه در قرائت او ذكر كردهاند نبايد تعجّب كرد ، زيرا او حافظ قرآن بوده است . و كسانى كه قرآن را از بر دارند زود مىتوانند قرآن را در مدّت هشت تا ده ساعت ختم كنند .
زمانى كه در نجف اشرف براى تحصيل مشرّف بودم ، شنيدم كه آية الله العظمى حاج ميرزا مهدى شيرازى أعلى الله مقامه كه ساكن كربلاى معلّى بود و قرآن را از برداشت ، در بعضى از روزهاى ماه رمضان غسل نموده و بحرم مطهّر
هامش
( 1 ) - « نور الأبصار » شبلنجى ، طبع اوّل - قاهره ، ص 188 تا ص 194