وطن مألوف شهر مدينه ، بواسطهء دورى از محيط تنافس پدران و ارحام ، و گزيدن خلوت براى عبادت و تلاوت كلام خدا بوده است .
[ معناى جامع قرآن بودن و در برداشتن آن ]
و از آنچه دربارهء نفيسه خاتون آورديم ، معلوم مىشود كه او جامع جميع قرآن بوده است . زيرا علم و اطّلاع به قرآن به آن نيست كه انسان در خانهاش و يا همراهش مصحفى باشد و بتواند همهء آن را با صوت زيبا و قرائت صحيحه بخواند . و به آن نيست كه از روى كشف الآيات هرگاه آيهاى را بخواهد پيدا كند . بلكه در برداشتن قرآن ، به آنست كه انسان هر مطلبى را كه در قرآن است هر وقت بخواهد از بر بخواند و تفسيرش را بداند . و در زمان پيامبر اكرم هركس مقدارى از قرآن را بدين گونه مىدانست او بدين مقدار از قرآن عالم بود و جامع بود ، نه بيشتر از آن .
در « كافى » كلينى از منصور روايت كرده است ، از حضرت صادق عليه السّلام كه گفت : شنيدم از پدرم كه مىگفت : قال رسول الله صلّى الله عليه و آله [ و سلّم ] : ختم القرءان ، إلى حيث تعلم . « 1 » « رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : ختم قرآن دربارهء تو آنست كه آن مقدارى را كه ميدانى بخوانى ! » علىهذا ختم قرآن دربارهء هركس به مقدار آنست كه آن مقدارى را كه از قرآن مىداند بخواند . و نفيسه خاتون ختم جميع قرآن مىنمود آن هم بوجه احسن ، از حفظ ، و با نظر داشتن معنى و تفسير ؛ فيا لها من منقبة عظيمة ! بارى ، كتاب « نور ملكوت قرآن » ما كه دورهاش به چهار مجلّد كشيد و اينك خاتمه مىيابد ، به داستان و سرگذشت اين بانوى معظّمه منتهى شد . اميد است از بركات نفس قدسيّهاش به ما و به قارئين كتاب ما هم نظر مرحمتى
هامش
( 1 ) - « اصول كافى » طبع مطبعهء حيدرى ، ج 2 ، كتاب فضل القرءان ، ص 613