تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
گفتند : تو مىخواهى مرد جاهلى را كه بصيرت در تدبير خلافت ندارد متولّى اين مقام نمائى ! مردى را به سوى او بفرست تا بيايد و تو ببينى كه بواسطهء جهالتش قادر بر امر خلافت نيست . مأمون كسى را فرستاد به دنبال حضرت و او را آورد . و بنى هاشم به او گفتند : اى أبو الحسن ! بر فراز منبر برو و پرچمى را از مواعظ و ادلّهء توحيديّه براى ما برافراز تا ما خدا را بر آن نهج بپرستيم ! حضرت بر منبر رفت و نشست و بدون هيچ‌گونه حركتى سر خود را پائين انداخته و قدرى آرام گرفت ، و سپس تكانى به خود داده به پا برخاست و حمد و ثناى خداوند را بجاى آورد و بر پيغمبر و اهل بيتش صلوات و درود فرستاد . [ آنگاه خطبه‌اى ايراد نمود بسيار مفصّل و جامع اسرار توحيد و غرائب و عجائب از ادلّهء وحدانيّت حضرت احديّت كه حقّا چون گوهرى تابنده در كتاب توحيد ، ممتاز بوده و درخشش دارد . اوّل آن با اين كلام شروع مىشود : ] أوّل عبادة الله معرفته ؛ و أصل معرفة الله توحيده ؛ و نظام توحيد الله نفى الصّفات عنه . « 1 » تا مىرسد به اين جملات كه : و بمقارنته بين الأمور عرف أن لا قرين له . ضادّ النّور بالظّلمة ، و الجلاية بالبهم ، و الجسو بالبلل ، و الصّرد بالحرور . مؤلّف بين متعادياتها ؛ مفرّق بين متدانياتها ، دالّة بتفريقها على مفرّقها ؛ و بتأليفها على مؤلّفها ؛ ذلك قوله عزّ و جلّ :
هامش
( 1 ) « اوّل عبادت خدا معرفت اوست ؛ و اصل معرفت خدا يگانه دانستن اوست ؛ و نظام توحيد و يگانه شمردن ، نفى كردن صفات است از او . »
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 28 | السيد محمد حسين الطهراني