ضادّ النّور بالظّلمة ، و اليبس بالبلل ، و الخشن باللين ، و الصّرد بالحرور ؛ مؤلّف بين متعادياتها ، و مفرّق بين متدانياتها ؛ دالّة بتفريقها على مفرّقها ، و بتأليفها على مؤلّفها ؛ و ذلك قوله تعالى : و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون . « 1 » « خداوند بين نور و ظلمت تضادّ برقرار كرد ؛ و همچنين در ميان خشكى و ترى ، و ميان زبرى و نرمى ، و ميان سردى و گرمى . در ميان موجوداتى كه با هم دشمنند ايجاد الفت نمود ؛ و در ميان آنهائى كه با هم نزديك هستند دورى و جدائى برقرار فرمود . پس اين موجودات به سبب تفريقى كه در ما بين آنهاست ، دلالت دارند بر خداوندى كه تفريق انداخته است ، و به سبب تأليفى كه در ميان آنهاست دلالت دارند بر خداوندى كه تأليف برقرار نموده است . و اينست گفتار خداوند تعالى : و ما از هر چيزى جفت آفريديم به اميد آنكه شما متذكّر گرديد ! » از اين خطبهء شريفه بدست مىآيد كه تمام موجودات داراى دو حال تضادّ هستند : الفت دارند در عين افتراق و جدائى ، و افتراق دارند در عين اتّحاد و الفت و يگانگى . و همين است مفاد و مراد از زوجيّتى كه در آيه آمده است .
در اينجا مراد و مقصود از كلمهء زوجين همان تعادى و تأليف ( دشمنى و مهربانى ) است كه در هر موجودى از ذرّه و اتم تا آسمان و منظومهء شمسى و كهكشانها وجود دارد .
الكترونها دور هستهء مركزى پروتون مىگردند ؛ هسته به منزلهء زوج است ، و الكترونها ازواج ديگرى هستند كه دور مىزنند . و تركيب اجسام از همين ازواج است . و نظم و ترتيب و مدار و حركت جميع منظومههاى شمسى بر اين اساس است .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ، ص 139