كسائى از افرادى است كه ديروز در ايّام مأمون و غير او به سبعة ملحق شده است - زيرا هفتمين آنها يعقوب حضرمىّ بوده است - و ابن مجاهد در سنهء سيصد و امثال آن ، كسائى را بجاى يعقوب ثبت كرده است . « 1 » و شرف مرسى گفته است : بسيارى از عوامّ مردم گمان بردهاند مراد از احرف سبعة ، قرائات سبعة است ؛ و اين جهلى است قبيح . « 2 » و قرطبىّ گفته است : بسيارى از علماء ما امثال داودى و ابن أبى سفرة
هامش
- شهر پنج قارى انتخاب كرده قرائتشان را معمول داشتند . چنان كه ابن جبير در كتابى كه مانند ابن مجاهد در قرائات نوشته ، از قرّاء سبعة فقط پنج نفر را از پنج شهر ذكر نموده است .
و پس از آن ابن مجاهد و ديگران به خبر ديگرى كه بموجب آن عثمان دو مصحف ديگر به يمن و بحرين فرستاده و عدد مصاحف عثمانى هفت تا است ، اعتنا كرده ، هفت نفر از قرّاء را انتخاب نمودند .
و چون از مصحفهائى كه به يمن و بحرين فرستاده شده خبرى در دست نيست ، دو نفر از قرّاء كوفه را براى تكميل عدد تعيين نموده به پنج نفر سابق علاوه كردند ، و بدين ترتيب عدد قرّاء هفت شد . از طرفى نيز تصادفا اين عدد با عددى كه در روايت نبوى : نزل القرءان على سبعة أحرف ذكر شده مطابقت پيدا كرد ، و به دست كسانى افتاد كه از اصل قضيّه بىاطّلاع بودند ، ناچار گمان بردند كه مراد از هفت حرف كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرموده همان هفت قرائت مىباشد . و به هر حال قرائت قابل اعتماد آنست كه سند روايتش صحيح و با قواعد عربيّت موافق و با رسم خطّ مصحف مطابق باشد - تمام شد كلام مكّى . » - انتهى گفتار علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه .
و از اين گفتار معلوم شد : سرّ عدد هفت در قرّاء ، موافق بودن آن با هفت مصحفى است كه عثمان به بلاد ارسال داشته است . و روى اين زمينه ، ديگر ايراد أحمد بن عمّار مهدوى به ابن مجاهد وارد نيست كه : چرا براى رفع اشتباه سوء توهّم ، بر عدد قاريان يكى علاوه نكردى و يا نكاستى !
( 1 ) - « تبيان » ص 82 ( تعليقه )
( 2 ) - « تبيان » ص 61 ( تعليقه )