و [ آنچه در آن ترديد نيست اينكه ] اوّل امام معتبرى كه قرائات را در كتابى گردآورى كرد ، أبو عبيد قاسم بن سلام بود . وى قاريان را - در آنچه گمان من است - با اين قرّاء سبعة بيست و پنج نفر قرار داد .
[ روايات القرءان انزل على سبعة أحرف ، مردود است ]
. . . و سپس ابن جزرى جماعتى از كسانى را كه در علم قرائت كتابى نوشتهاند ذكر مىكند . « 1 » . . . و أبو شامة مىگويد : گروهى پنداشتهاند كه قرائات سبعهاى كه فعلا موجود است ، همانهائى است كه در حديث وارد است . و اين پندار خلاف اجماع قاطبهء اهل علم است . و اين پندار بعضى از بىخردان و جهّال است . » « 2 » « 3 » و امّا دربارهء عدم صحّت إسناد اين روايات ، پس از بحث در يازده روايتى كه از طريق عامّه بيان شده است ، فرمودهاند : « اينست مهمترين رواياتى كه راجع به اين معنى روايت شده است ؛ و همگى آنها از اهل سنّت است . و آنها مخالفند با صحيحهء زراره از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه فرمود :
إنّ القرءان واحد نزل من عند واحد ؛ و لكنّ الاختلاف يجىء من قبل الرّواة . « 4 » « قرآن يكى است و از نزد يكى فرودآمده است ؛ و ليكن اختلاف از ناحيهء راويان آنست . »
هامش
( 1 ) - « النّشر فى القراءات العشر » ج 1 ، ص 33 تا ص 36 ( تعليقه )
( 2 ) - « الإتقان » ج 1 ، نوع 22 تا 27 ، ص 138 ( تعليقه )
( 3 ) - « البيان فى تفسير القرءان » طبع اوّل ، ص 112 تا ص 115
( 4 ) « وافى » ملّا محسن فيض كاشانى ، طبع سنگى ، ج 5 ، باب اختلاف الرّوايات ، ص 272