و غيرهما گفتهاند : اين قرائتهاى سبعة كه نسبت به اين قرّاء سبعة داده شده است ، آن هفت حرفى كه صحابهء رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در قرائت قرآن بدانها گشايش داشتند نيست . بلكه راجع است به يك حرف واحد از آن هفت حرف ، و آن همان حرفى است كه عثمان مصحف را بر آن گرد آورد .
اين مطلب را ابن نحّاس و غير او ذكر كردهاند .
و اين قرائات مشهوره همان موارد اختيار آن امامان قرائت بوده است . « 1 » و ابن جزرى نيز متعرّض ابطال گفتار كسى كه پنداشته است : احرف سبعة كه با آن قرآن نازل شده است تا امروز استمرار دارد ، گشته و اينطور گفته است :
و تو ميدانى كه چقدر اين قول سخيف است ، چرا كه قرائتهائى كه امروز از هفت نفر از قرّاء و يا ده نفر و يا سيزده نفر از آنها مشهور است ، بالنّسبة با قرائتهاى مشهوره در اعصار نخستين ، اندكى است از بسيار ، و ترشّحى است از دريا . و كسى كه اطّلاع بر اين امور دارد ، با علم يقينى ادراك مىكند كه مطلب همينطور است .
زيرا آن قاريانى كه قرّاء سبعة و غيرهم از آنها اخذ كردهاند به شمارش در نمىآيند ؛ زيرا طوائفى هستند كه استقصاء نمىشوند . و آن قاريانى كه از قرّاء سبعة اخذ كردهاند بيشترند ، و همينطور هلمّ جرّا هر طائفهء بعدى بيشتر از قبلى بود جيلا بعد جيل ، تا وقتى كه قرن سوّم فرا رسيد و شكاف اتّساع پيدا نموده و ضبط و ثبت كاهش يافت . و علم كتاب و سنّت در آن عصر مهمترين علوم به شمار مىرفت ؛ بعضى از ائمّهء ضبط و ثبت در مقام ضبط آنچه از قرائتها روايت شده است برآمدند .
هامش
( 1 ) « تفسير قرطبى » ج 1 ، ص 46 ( تعليقه )