[ مراد از « أحرف سبعة » قرائات سبعة نيست ]
در اينجا لازم است ما در پيرامون دو حديث مشهور بحث كنيم :
اوّل : آنچه در روايت نبوى وارد است كه : إنّ هذا القرءان أنزل على سبعة أحرف . « 1 » دوّم : آنچه از ائمّه عليهم السّلام وارد است كه : اقرأكما يقرأ النّاس . « 2 » حضرت استاد اكرم آية الله خوئى مدّ ظلّه الشّريف در تفسير « البيان » در پيرامون سند و مفاد حديث اوّل بطور تفصيل مشروحا بحث نمودهاند .
هامش
- داده باشد كه من تمام قرآن را در زمان پيغمبر جمع نكردهام ؛ و اين عادة در غايت بعد است . و چون مرجع كلام وى راجع به علم اوست ، لازم نمىآيد در واقع همچنين باشد .
نسائى با سند صحيح از عبد الله بن عمرو روايت كرده است كه گفت : من قرآن را جمع كردم و در هر شب تمام آن را مىخواندم . چون به پيغمبر رسيد فرمود : در هر ماه يكبار بخوان - الحديث . و أبو داود با سند حسن از محمّد بن كعب قرظى روايت كرده است كه گفت : قرآن را در زمان رسول خدا پنج نفر از انصار جمع نمودهاند : معاذ بن جبل ، و عبادة بن صامت ، و ابىّ ابن كعب ، و أبو درداء ، و أبو أيّوب انصارى .
اسماعيلى بر تخريج دو حديث أنس در صحيح اعتراض كرده است ؛ با وجود اختلافشان در متن . و گفته است : اين دو حديث با هم اختلاف دارند ، و با وجود تباين مضمونشان نمىتوانند جزو صحيح بوده باشند . بلكه صحيح يكى از آنهاست . و بيهقى بطور جزم و يقين گفته است : ذكر أبو درداء غلط است ؛ و صواب ابىّ بن كعب است . و داودى گفته است : نظريّهء من آنست كه ذكر أبو درداء نادرست است ، و صحيح همان روايت اوّل است . و امّا روايت دوّم را ظاهر اينست كه بعضى از راويان ، آن را نقل به معنى كردهاند و حصر را در آن زياد نمودهاند به توهّم اينكه حصر مراد است . و از نام و اسمائشان غفلت ورزيده است ؛ پس اسم ابىّ بن كعب را بدل به اسم أبو درداء نموده است . و كسى كه در داستان امر روايت ، به معنى دقّت و امعان نظر كند ، اين تغييرات را مستبعد نمىشمرد - انتهى آنچه را كه ما از كتاب « تبيان » نقل كرديم . »
( 1 ) - « تحقيقا اين قرآن بر هفت حرف نازل شده است . »
( 2 ) - « قرآن را بهطورى بخوان كه مردم مىخوانند . »