تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
و على ذلك فما كان نقله بطريق الآحاد لا يكون من القرءان قطعا . » « 1 » « جميع مسلمانان با تمامى فرقه‌ها و مذهب‌هايشان اتّفاق و اجماع نموده‌اند بر اينكه : راه ثبوت قرآن منحصر در تواتر است . و بسيارى از علماى سنّت و شيعه استدلال بر اين نموده‌اند كه : چون قرآن مجيد اساس دين اسلام و معجزهء الهيّه براى دعوت پيغمبر مسلمين است ، فلهذا دواعى براى نقل قرآن از اوّل امر بسيار و فراوان بوده است . و هر چيزى كه دواعى بر نقل آن بسيار و فراوان باشد ، حتما بايد متواتر باشد . و علىهذا آنچه از راه خبر واحد نقل شده است ، مسلّما از قرآن نخواهد بود . » و از اين سخن معلوم مىشود كه : از زمان پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم تاكنون هركس قرآن مىخواند ، لازم بود عين كلمات و حروف را كه فرامىگيرد ، يا از خود پيغمبر بشنود و يا اگر از واسطه‌اى مىشنيد سعى مىكرد تا يقين به صدور آن پيدا كند . و در هر زمان اگر كسى قرائت غير معروفى را مىخواند ، مورد طعن و سرزنش قرار مىگرفت . در زمان رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم جمعى بودند كه قرآن را از آن حضرت اخذ نموده و به مردم مىآموختند . و از همهء آنها مشهورتر ابىّ بن كعب « 2 » و عبد الله بن مسعود است . هر كدام از اينها مصحفى جداگانه داشتند و
هامش
( 1 ) - « البيان فى تفسير القرءان » طبع اوّل نجف اشرف ، ص 92 : نظرة فى القراءات ( 2 ) - سيوطى در « الإتقان » طبع اوّل ، ج 1 ، ص 90 گويد : « ابن أبى داود با سند حسن از محمّد بن كعب قرظى روايت كرده است كه : كسانى كه از انصار مدينه در زمان رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم قرآن را جمع كردند پنج نفر بودند : معاذ بن جبل ، و عبادة بن صامت ، و ابىّ بن كعب ، و أبو درداء و أبو أيّوب انصارى . »
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 400 | السيد محمد حسين الطهراني