تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
است ؛ نه آنكه معانى آن وحى شده باشد و پيامبر اكرم آن معانى را خودشان در قالب الفاظ و عبارات درآورده باشند . و اين از مختصّات قرآن كريم است . و در جميع كتب آسمانى كتابى را بدين منوال نمىتوان يافت . جبرائيل امين از مقام قدس حضرت ربّ العزّة آن معانى رشيقه و عاليه را در قالب خصوص اين عبارات فصيحه و بليغه بر قلب مبارك پيامبر نازل نموده است . بنابراين ، ترجمهء قرآن را قرآن نگويند . و مطالعهء آن را بدون تلفّظ عبارات ، تلاوت نخوانند ؛ گرچه مستلزم اجر و مثوبت هم باشد . آنان كه تصوّر كرده‌اند : معانى قرآن تنها ، بر پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرودآمده است ، به غلط رفته‌اند . اين شيوهء مسلمانى نيست . مسلمين از زمان رسول خدا تاكنون عين الفاظ قرآن را كلام خدا ميدانند كه بر پيغمبر فرودآمده است . اينست قرآن كريم . امّا سنّت عبارت است از معانى كه بر قلب پيامبر القاء مىشده است ؛ و خود حضرت در خلعت عبارت مخلّع مىكرده‌اند . چون همهء گفتار پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم از حضرت ربّ جليل است . و اگر خصوصا تصريح كند كه خدا فرموده است ، آن را حديث قدسىّ گويند . مطالعهء قرآن ، قرائت قرآن نيست . در نمازها بايد خود اين الفاظ بخصوصها از زبان جارى شود ؛ و گرنه قرآن خوانده نشده ، و در نتيجه نماز خوانده نشده است . اگر كسى نتواند اين عبارات را با الفاظ آنها بخصوصها از زبان جارى كند ، گرچه بواسطهء آفت زبان و لكنت آن باشد ، قرآن نخوانده است ؛ و اقتداى به او در جماعت باطل است . و حكمت بزرگ اين دستور نگهدارى خصوص الفاظ و عبارات قرآن است ، تا با گذشتن دهور ، و انقضاء كرور ، و مرور سالها و قرنها در آن خللى پيدا نشود ؛ و نقصان و يا زيادتى پديد نيايد .