خاكها بر سرش بود .
يكى از دختران او برخاست تا خاكها را بشويد . و درحالىكه به شستن اشتغال داشت گريه مىكرد ؛ و رسول خدا به او مىگفت : يا بنيّة ! لا تبكى ؛ فإنّ الله مانع أباك ! « اى نور ديدهء من ! گريه مكن ؛ زيرا خداوند پدرت را حفظ مىكند ! » رسول خدا مىفرمود : آزارها و شدائدى كه قريش بر من وارد ساختند ، عمدهء آنها پس از مرگ أبو طالب بود . ما نالت منّى قريش شيئا أكرهه حتّى مات أبو طالب . « 1 »
هامش
( 1 ) - آقاى محمّد قزوينى در نامهاى كه براى آقاى على أصغر حكمت به عنوان تقريظ بر كتاب ايشان كه دربارهء شرح و ترجمهء احوال جامى مىباشد نوشتهاند ، مطالبى را در تعصّب جامى در سنّىگرى او ، و در شواهد و ادلّهء متقنه در ايمان حضرت أبو طالب عليه السّلام آوردهاند كه شايان ملاحظه است . اين نامه در آخر كتاب « جامى » تأليف على أصغر حكمت ، از صفحهء 395 تا صفحهء 407 آورده شده است .
از جملهء اين نامه است كه : « أبو لهب در تمام مدّت عمر خود بعد از بعثت حضرت رسول ، از بزرگترين مستهزئين و آزاركنندگان حضرت رسول بود . و هميشه كثافات و نجاسات بر در خانهء آن حضرت مىافكند . و هر شخص يا قبيله را كه آن حضرت به اسلام دعوت مىنمود ، أبو لهب فرياد مىزد كه : سخن او را باور نكنيد ! اين جوان برادرزادهء من است ، و من او را بزرگ كردهام ! وى ديوانه است . و زن أبو لهب : امّ جميل بنت حرب ، خواهر أبو سفيان معروف نيز در عداوت و ايذاء حضرت رسول نيز كمتر از شوهر ملعون خود نبود .
و هميشه بوتههاى خار مىآورد و بر سر راه حضرت رسول مىنهاد . و به همين مناسبت خداوند در قرآن او را حمّالة الحطب خوانده است . ولى چنان كه گفتيم : حضرت أبو طالب 42 سال با تمام قوى از رسول خدا حمايت كرد ؛ و رسول خدا دربارهء أبو طالب فرمود :
ما نالت منّى قريش شيئا أكرهه حتّى مات أبو طالب . و نيز فرموده : ما زالت قريش كاعة عنّى حتّى مات عمّى أبو طالب . » - انتهى موضع حاجت از كلام آقاى محمّد قزوينى رحمة الله عليه .