اعمال مرضيّهء آنان گذارده است . و خداوند بزرگترين شاهد است . » آنگاه مىگويد :
« بسيارى از دانشمندان اروپائى كه از شئون مسلمين و علومشان و از سائر شئون امّتهاى شرقى بحث كردهاند ، اعتراف نمودهاند كه : پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم داراى عقيدهء جزمى بود به اينكه پيغامآور از جانب خداست ، و به او وحى مىشود . امّا دانشمندان فرنگ در سابق اينطور نبودند ، بلكه اتّفاق داشتند بر آنكه پيغمبر ادّعاى وحى مىكند به جهت آنكه آن را نزديكترين راه براى نشر حكمت خويش ، و قانع نمودن به فلسفهء خويش ، و يا نيل به سلطنت و قدرت خود مىديد ؛ درحالىكه خودش واقعا بدانها معتقد نبود . » « 1 » جرجى زيدان مسيحى نيز اين گفتار را تأييد مىكند . او مىگويد :
« پارهاى از نويسندگان غير مسلمان ، گمان كردهاند پيغمبر بزرگ ( ص ) براى رياست و دنيادارى به اين كار مهمّ دست زد . ولى ما معتقديم كه اين گمان آنها بىپايه و مايه مىباشد ؛ زيرا تاريخ دعوت اسلام گواهى مىدهد كه :
پيغمبر ( ص ) [ به نبوّت خود ] از روى كمال خلوص و ايمان ، و بدون هيچ نظر دنيوى به دعوت مبادرت نمود .
پيغمبر اسلام ( ص ) به نبوّت خود ايمان و اطمينان قطعى داشت ؛ و مسلّم مىدانست كه از طرف خداوند براى دعوت مردم برانگيخته شده است . و اگر اين ايمان قطعى و كامل نبود ، آن همه رنج و آزار را تحمّل نمىتوانست . » آنگاه جرجى زيدان شرحى از رنجهاى پيغمبر را بيان مىكند ، تا مىرسد به
هامش
( 1 ) - « تفسير المنار » انشاء شيخ محمّد عبده ، و تأليف سيّد محمّد رشيد رضا ، ج 3 ، ص 143 و 144