و پدر عمّار بن ياسر به معذّبين مشهورند ؛ يعنى شكنجهشدگان بدست كفّار قريش در مكّه بجرم اسلام .
داستان رفتن رسول خدا سه سال در شعب أبى طالب با مسلمين ، و تحريم اقتصادى و سياسى و اجتماعى مشركين آنها را ، در تاريخ اسلام فصل جداگانهاى دارد .
هجرت مسلمين به حبشه و اقامت طولانى آنها در آنجا ، فصل ديگرى را در تاريخ اسلام باز مىكند .
[ گفتار مورّخين خارجى ، در اينكه پيامبر اسلام به گفتار خودش ايمان داشته است ]
غالب از مستشرقينى كه در احوال پيامبر اسلام و كيفيّت دعوت و تاريخ او بحث و غور نمودهاند و كتابها و رسالههائى در اين باب نوشتهاند ، معتقدند كه : آن حضرت به گفتار خود ايمان راسخ داشت ، و حقّا خود را صاحب وحى و ربط با ملائكه مىدانست ؛ و بر حسب اين ايمان به وظيفه و مأموريّتش حركت مىكرد .
شيخ محمّد عبده در ذيل آيه مباركهء :
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ .
« 1 » « ايمان آورده است پيغمبر ما به آنچه از ناحيهء پروردگارش به او نازل شده است ؛ و مؤمنين نيز ايمان آوردهاند . » مىگويد : « معنى اين آيه آنست كه : تصديق كرد رسول ما به آنچه از جانب پروردگارش در اين سوره و غير اين سوره ، از عقائد و احكام و سنن و بيّنات و هدايت ، به سوى او فرودآمده است . و اين تصديق از روى اذعان و اطمينان دل او بوده است ؛ و همچنين مؤمنين از اصحاب او عليهم الرّضوان .
و شاهد بر اين ايمان اثرى است كه در نفوس زكيّه و همّتهاى عاليه و
هامش
( 1 ) - صدر آيه 285 ، از سورهء 2 : البقرة