[ قاطعيّت آيات قرآن به هيچوجه با ظواهر امر قابل توصيف نبود ]
« خداوند وعده داده است آن كسانى را از شما كه ايمان آورده و كارهاى صالحه انجام مىدهند ، كه آنها را فرمانفرماى جهان و خليفه در روى زمين بنمايد ؛ همانطوركه پيشينيان از آنها را فرمانفرما نموده و خليفه گردانيده بود . و خداوند دينى را كه خودش براى ايشان مىپسندد ، براى آنها ثابت و استوار كند . و پس از ترس و دهشت ، آنان را ايمنى و امنيّت دهد . » اين آيه صريح است در آنكه خداوند به مؤمنين ، حكومت و قدرتى در روى زمين عنايت مىكند كه دولتى همچون ساسانيان و هخامنشيان و روميان و اهل بابل و كلده ، بلكه بالاتر و مهمتر داشته باشند . اين وعده انجام گرفت و حكومت و اقتدار مسلمين در دنيا بىنظير شد . و إن شاء الله دولت حقّهء حضرت قائم آل محمّد عليهم السّلام كه عالىتر و پاكتر است در پيش است ؛ و ما در انتظارش مىباشيم .
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ .
« 1 » « اوست آنكه پيغمبر خود را به راهنمائى و دين حقّ فرستاد تا او را بر تمام اديان غلبه دهد ؛ و اگر چه مشركين ناپسند دارند . » و از اين قبيل آيات در قرآن شريف بسيار است . اگر كسى به تاريخ اسلام بالأخصّ دوران بعثت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در مكّه آشنا باشد به خوبى مىداند كه : اين قاطعيّت آيات قرآن مجيد به هيچوجه من الوجوه با ظواهر امر از غلبه و استيلاى كفّار و مشركين و آزارها و اذيّتهاى آنان چه دربارهء خود رسول الله ، و چه دربارهء كسانى كه ايمان مىآورند ، قابل توصيف نيست .
گروهى از مؤمنين به رسول خدا همچون خبّاب بن أرتّ ، و بلال بن رباح
هامش
( 1 ) - آيه 33 ، از سورهء 9 : التّوبة ؛ و آيه 9 ، از سورهء 61 : الصّفّ