تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
بنابراين ، بر خداوند توكّل كن ، و امرت را به دو بسپار ؛ زيرا كه حقّا تو بر حقّ آشكارا و روشن قرار دارى ! حقّا تو قدرت ندارى كه به مردگان گفتارى را بشنوايانى ؛ و قدرت ندارى به مردمان كر سخنت را برسانى درحالىكه پشت نموده مىگريزند . و تو قدرت ندارى كوران را هدايت كنى ، و از گمراهى و ضلالتشان بر حذر دارى ! قدرت ندارى كه به احدى سخن حقّ را بفهمانى مگر آن‌كس كه به آيات ما ايمان مىآورد ؛ و سر تسليم فرودآورده ، به حال اسلام درآمده ، از روى سلم و سلامت سخنت را مىپذيرد . » در اين آيات مىبينيم با تأكيد و ابرامى تمام ، پيامبر را بر جادّهء حقّ مبين مىداند . فلهذا فرمان مىدهد كه بايد توكّل بر او بنمائى ؛ و امر خود را از روى جدّ انجام دهى . تحقيقا اين كافران و يهوديانى كه سخنت را نمىپذيرند و آيات قرآن را حكم روشن‌كننده براى رفع اختلاف تورات خود قرار نمىدهند ، مرده هستند . مگر مىشود به مرده مطلبى را گفت ؟ ! كسى كه قلبش مرد و دلش مرد ، حقّا مرده است . مردهء حقيقى اوست . تو چگونه توقّع دارى اين مردگان ، ايمان بياورند ؟ و گفتارت را به سمع اجابت قبول كنند ؟ ! آخر شخص مرده كه مغز ندارد ، قلب ندارد ؛ مركز ادراك و تفكير ندارد . اينها كر هستند . صدا هر چه بلند باشد ، هر چه غوغا و همهمه باشد ؛ آدم كر ابدا نمىشنود . زيرا مركز شنوائى را ندارد . اينها كور هستند . كانون بينش را از دست داده‌اند . تو مىخواهى كوران را هدايت كنى ، و در مسير مستقيم و منهاج قويم به راه اندازى ؟ آنان چشم ندارند . حقّا چشم ندارند . حقّا كورند . كوران حقيقى اين‌چنين مردمى مىباشند . اصولا به كورهاى جسمى كور نبايد گفت . كور كسى است كه بر چشم بصيرتش حجاب افتاده ، و روزنه‌اى براى ديدارش باقى نمانده است . اينها كورانند به تمام معنىالكلمه . بينا كسى است كه به خدا ايمان دارد . شنوا كسى است كه گوش دلش براى