است « 1 » بر هيچكدام از آن دو تاريخ منطبق نيست . زيرا مسيح اوّل غير مصلوب ، زياده از دويست و پنجاه سال از آن جلوتر بوده است و قريب شصت سال عمر كرده است ؛ و مسيح دوّم مصلوب ، زياده از دويست و نود سال از آن عقبتر بوده است و در حدود سى و سه سال عمر كرده است . « 2 » از همهء اينها گذشته ، عدم انطباق تاريخ ميلادى بر ميلاد مسيح اجمالا براى نصارى جاى انكار نيست ؛ « 3 » و اين يك سكتهء تاريخ است .
علاوه بر اينها در اينجا امور ديگرى است كه ايجاب شكّ و شبهه مىكند .
[ انحصار اناجيل در چهارتا ، ناشى از تحريم كليسا نسبت به باقى اناجيل بود ]
زيرا اينطور آوردهاند كه : در دو قرن اوّل و دوّم از ميلاد ، اناجيل بسيارى غير از اينها نوشته شد كه آنها را به صد و چند انجيل منتهى دانستهاند ؛ و اناجيل اربعه هم جزء همان اناجيل است . سپس كليسا تمام اناجيل را تحريم نمود مگر اناجيل اربعه را ؛ كه چون متن آنها موافق تعليمات كليسا بود ، آنها را قانونى اعلام كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) چون تاريخ كتابت اين جزء از تفسير « الميزان » در اين سنه بوده است ، لهذا حضرت استاد آن را بيان فرمودهاند . و از آن تاريخ تا زمان كتابت اين نوشتهء ما چون 33 سال مىگذرد ، فلهذا اينك سال يكهزار و نهصد و هشتاد و نه ميلادى است .
( 2 ) سخن در اين موضوع را زعيم فاضل « بهروز » در كتابى كه در بشارات نبويّه جديدا تأليف كرده است ، بطور مشروح بيان كرده است . و اميدوارم كه توفيق يابم مقدارى از آن را در تفسير آخر سورهء نساء از اين كتاب ( الميزان ) ذكر كنم . و قدر متيقّن ( كه مورد اهتمام و نظر است ) آنست كه : تاريخ مسيحى اختلال دارد . ( تعليقه )
( 3 ) - به مادّهء مسيح از « قاموس كتاب مقدّس » مراجعه شود . ( تعليقه ) و در اين قاموس ، ص 802 گويد : « مخفى نماند كه مولود حضرت مسيح در سال 749 بعد از تأسيس روم ، يعنى چهار سال قبل از تاريخ حاليّهء مسيحيّه بود . مسقط الرّأس او بيت اللحم و مادرش مريم يهوديّه بود . »
( 4 ) - در تفسير طنطاوى كه معروف به « تفسير جواهر » است ؛ در ج 2 ، ص 121 طبع