مىكرده است ، و كور مادرزاد و مريض مبتلا به پيسى را خوب مىكرده است . و مجانين را ، به خارج كردن جنّ از بدنهايشان شفا مىبخشيده است . و او دوازده عدد شاگرد داشته است . يكى از آنها متّى صاحب انجيل بوده است كه آنها را براى مردم مبارك گردانيده ، و براى دعوت و تبليغ دين مسيحى فرستاده است ؛ تا آخر گفتار .
[ سستى أناجيل اربعه با وجود گستردگى مسيحيّت در عالم ، شگفتآور است ]
اين ملخّص و ما حصل آن چيزيست كه دعوت مسيحيّت با گستردگىاش در شرق و غرب زمين ، بدان بازمىگردد و عودت مىكند . و اين يك خبر واحد مجهول الاسم و الرّسم ، مبهم العين و الوصف بيش نيست .
و اين سستى شگفتآور در ابتداى قصّهء مسيح همانست كه بعضى از محقّقين آزادمنش اروپا را بر آن داشته است كه مدّعى شود : عيسى بن مريم يك شخص پندارى و خيالى است كه در ابتداى نزاعهاى دينى بعضى از سردمداران دينى مردم ، براى غلبهء بر حكومتهاى وقت آن را تصوير كردهاند .
و اين ادّعا را با موضوع خرافى ديگر كه با هم كمال مشابهت را دارند و در تمام شئون داستان به مثابهء يكديگرند ، تأييد نموده است . و آن موضوع كريشنا است كه بتپرستى قديم هند مىگويد : او پسر خداست ؛ از لاهوتش فرودآمده است ، تا بواسطهء صلب و بدار آويخته شدن خود ، مردم را از خطايا و گناهان خلاص كند ؛ همچنانكه در عيسى بن مريم مسيح ، طابق النّعل بالنّعل مىبينيم .
( همچنانكه ذكرش خواهد آمد . ) و بعضى از محقّقين دگر را بر آن داشته است كه در مقام بحث و نقد بگويند : دو شخص مسمّى به مسيح بوده است : مسيح غير مصلوب ، و مسيح مصلوب ؛ و ميان اين دو شخصيّت زياده از پنج قرن فاصله بوده است .
و تاريخ ميلادى كه در اين سال ما كه سنهء يكهزار و نهصد و پنجاه و شش