تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
در صفحات تاريخ هرگز براى آنان نمىتوان رقيبى پيدا كرد . در بازار ادبيّات عرب ، سخن شيوا بالاترين ارزشها را داشت ؛ و سخنان زيبا و اديبانه را بسيار احترام مىگذاشتند . و همان‌طوركه بت‌ها و خدايان خويش را در خانهء كعبه نصب مىكردند ، اشعار دلربا و دلنشين سخنوران و شعراى درجهء يك را به ديوار كعبه مىآويختند . و با آنكه زبانى با آن وسعت ، و با آن همه علائم و دستورهاى دقيق را بدون كمترين غلط و كوچك‌ترين اشتباهى به كار مىبردند و در آرايش و پيرايش كلام بيداد مىكردند ، در روزهاى نخستين كه آياتى از قرآن كريم به پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم نازل گرديد و براى مردم تلاوت شد ، غلغله‌اى در ميان اعراب و سخنوران آن قوم انداخت . و بيان جذّاب و بسيار شيرين و پرمعنى قرآن ، چنان در قلبها جاى كرده و صاحبدلان را شيفتهء خود ساخت كه هر سخن شيوائى را فراموش كردند و شعرهاى آبدارى كه از استادان سخن به نام « معلّقات » به كعبه آويخته شده بود ، پائين آوردند . اين سخنان خدائى با زيبائى و دلربائى بىپايان خود هر دلى را مجذوب مىساخت ، و با نظم شيرين خود مهر خاموشى به دهان شيرين زبانان مىزد . ولى از سوى دگر براى اقوام مشرك و بت‌پرست بسيار تلخ و ناگوار بود . زيرا با بيان رسا و منطق محكم خود ، آئين توحيد را روشن و مدلّل مىساخت ، و روش شرك و بت‌پرستى را به شدّت نكوهش مىكرد . و بتهائى را كه مردم ، خدايان مىناميدند و دست نياز به سوى آنها دراز مىكردند و در پيشگاه آنها قربانيها مىنمودند و بالأخره بجاى خدا آنها را مىپرستيدند ، تحقير كرده و آنها را مجسّمه‌هاى سنگى و چوبى بىجان و بدون اثر و خاصيّت معرّفى مىنمود . عربهاى وحشى را كه كبر و نخوت سراپاى آنان را فراگرفته ، و زندگانى
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 250 | السيد محمد حسين الطهراني