تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
هامش
- نيافتم ( يعنى من آن را به صورت نوشته با غيرش نيافتم ) چون اكتفا به مجرّد حفظ بدون كتابت نمىنمود . ابن وهب در « موطّأ » خود از مالك ، از ابن شهاب ، از سالم بن عبد الله بن عمر روايت مىكند كه او گفت : أبو بكر قرآن را در كاغذها جمع كرد - انتهى . و اين اوّلين جمعى بود كه از قرآن به عمل آمد ، كه أبو بكر قرآن را در صحف گرد آورد . » و در ص 249 تا ص 251 گويد : « همين‌كه عمر از دنيا رفت و عثمان متولّى امر شد ، امر مسلمين دگرگون شد ، و مسلمانان حتّى در قرائت قرآن با هم اختلاف نمودند . ابن أبى داود در « مصاحف » از طريق أبى قلابه تخريج روايت كرده است كه او گفت : چون خلافت به عثمان رسيد ، يك معلّم قرآن قرائت يك صحابى را تعليم مىداد ، و معلّم ديگر قرائت صحابى ديگر را . آنگاه بچه‌ها كه با هم برخورد مىكردند ، در قرائت اختلاف مىنمودند ؛ و اختلافشان به معلّمين منتهى مىشد . تا جائى كه بعضى يكدگر را تكفير كردند . اين قضيّه به عثمان رسيد و به خطبه برخاست و گفت : شما كه در نزد من مىباشيد اين‌طور اختلاف مىكنيد ؛ آنان كه دورند از من و از شهرهاى ديگر هستند ، اختلافشان شديدتر است . و بخارى روايت كرده است از أنس كه چون حذيفة بن يمان كه با اهل شام در فتح ارمنيّه و آذربايجان با معيّت و كمك اهل عراق مىجنگيد از سفر برگشت و بر عثمان وارد شد ، اختلاف قرائات حذيفه را به دهشت افكند و به عثمان گفت : اى أمير مؤمنان ! أدرك هذه الأمّة قبل أن يختلفوا فى الكتاب اختلاف اليهود و النّصارى . « درياب اين امّت را پيش از آنكه در كتابشان مانند يهود و نصارى اختلاف نمايند . » - انتهى . و از جمله مطالبى كه حذيفه گفت اين بود كه : من جماعتى را از اهل حمص ديدم كه چنين مىدانستند كه : قرائتشان از قرائت غيرشان بهتر است ، و آنان قرآن را از مقداد فرا گرفته‌اند . و اهل دمشق را ديدم كه قرائتشان را از قرائت غيرشان بهتر مىدانستند ، و آنان به قرائت ابىّ بن كعب قرائت مىنمودند . و اهل كوفه را ديدم كه سخنشان مثل آنها بود ، و آنان بر قرائت أبو موسى قرائت داشتند و مصحف او را لباب القلوب مىناميدند . و در روايت عمارة بن غزيّة كه ابن حجر در « الفتح البارى » ج 9 ، ص 14 ذكر كرده است ، اين‌طور وارد شده است كه : حذيفه از جنگ برگشت و هنوز داخل خانه‌اش نشده بود كه نزد