امر عبد الملك خليفهء اموى نقطهگذارى حروف را بنا گذاشت . « 1 » و به اين ترتيب
هامش
- ضمير . و اى أبو الأسود مراتب فضيلت مردم در آنهائيست كه نه ظاهرند و نه ضمير .
( مقصود حضرت اسم مبهم است . ) أبو الأسود مىگويد : من باب عطف و نعت را وضع كردم ، و سپس دو باب تعجّب و استفهام را وضع نمودم . تا اينكه به باب انّ و أخواتها رسيدم ، و آنها را به غير از « لكنّ » همه را نوشتم . چون بر أمير المؤمنين عرضه داشتم ، مرا امر كرد تا « لكنّ » را بدان اضافه كنم . و به همين ترتيب هر بابى از ابواب نحو را كه مىنوشتم به او عرضه مىكردم ، تا اينكه به مقدار كفايت بدست آمد ؛ حضرت فرمود : ما أحسن هذا النّحو الّذى نحوت ! فلهذا سمّى النّحو .
« چقدر اين نحو ( طريقه ) نيكوست ! فلهذا علم نحو ناميده شد . » و انسان مىداند كه اين فتح عظيم در علم از اهتمامهاى أمير المؤمنين است ؛ درحالىكه وى روزى از معركهء جنگ و يا تهيّهء اسباب و مقدّمات جنگ فارغ نبوده است .
و ايضا أبو الأسود واضع إعراب است در مصاحف . در اواخر كلمات با رنگى كه مخالف رنگ مركّبى بوده است كه با آن قرآن را مىنوشتهاند ، او علامت فتحه را نقطهاى در بالاى حرف ، و علامت ضمّه را نقطهاى در مقابل حرف ، و علامت كسره را نقطهاى در زير حرف ، و تنوين را با حركت دو نقطه قرار داد . و سپس نصر بن عاصم ( متوفّاى 89 ه . ق ) كه شاگرد أبو الأسود بود ، نقطهها و شكلهاى اوائل و اواسط كلمات را وضع نمود . و پس از او خليل بن أحمد ( متوفّاى 175 ه . ق ) آمد ، و در بقيّهء اتمام إعجام مشاركت كرد . خليل همانند أبو الأسود ، شيعه است . و او واضع علم عروض و صاحب اوّلين معجم و كتاب لغت است .
و واضع علم نحو است بر اساس قياس و قانون . و از آنچه گفته شد ، معلوم شد كه : لغت عربى شهرى است كه دربسته اختصاص به علىّ و شاگردان او دارد ؛ و مثل لغت عربى ، بلاغت عربى اينچنين است . و علىّ تنها از انگشتشمارانى از خطباى تاريخ عالم است كه با خطبههاى خود با مناسبتهائى كه بواسطهء آن ، خطبه مىخوانده است ، معدود و شمرده مىگردد . »
( 1 ) مرحوم آية الله سيّد حسن صدر در كتاب « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » ص 41 آوردهاند كه : « أبو الطّيّب عبد الواحد بن علىّ لغوى متوفّى در سنهء 351 ، در كتاب خود