تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
معانى آن ؛ بخلاف تورات و انجيل كه اين‌طور نيستند . آنها عبارتند از تأليف مردم كه الفاظ پيامبران را به هر قسم كه مىخواستند مىنوشتند ، و شرح حال حضرت موسى و عيسى على نبيّنا و آله و عليهما السّلام را در آنها نوشته‌اند .

[ به ضرورت اسلام ، عين الفاظ قرآن وحى خداوند است ]

وحى بر آن پيامبران هم به خود الفاظ نبوده است ، بلكه معانى از جانب خداوند بر آنها القاء مىشد ، و آنها به هر لفظ كه مىخواستند بيان مىكردند . شايد آن ده حكمى كه بر الواح نوشته بود ، و بر حضرت موسى عليه السّلام نازل شد ، عين الفاظ آن وحى بود . امّا قرآن مجيد عين كلمات و الفاظش وحى است ، و الفاظ بخصوصها از جانب خداوند متعال بر قلب رسول الله فرودآمده است . نه آنكه معنى بر قلب نازل شده باشد ، و آن حضرت به هر لفظى كه خواسته باشند ، خودشان ادا نموده باشند . و اين مطلب از ضروريّات اسلام است . « 1 »
هامش
( 1 ) ابن حزم اندلسى ظاهرى در كتاب « الإحكام إلى اصول الأحكام » ج 2 ، ص 77 و ص 86 و ص 82 پس از بيانى در عدم جواز نقل به معنى در أحاديث رسول خدا صلّى الله عليه و آله ، مىرسد به اينجا كه مىگويد : « و كسى كه بيان حديث مىكند و كلام را به رسول خدا صلّى الله عليه و آله نسبت مىدهد و قصدش تبليغ چيزى است كه از رسول خدا به او رسيده است ، بر او حلال نيست مگر آنكه عين الفاظ را همان‌طوركه شنيده است بازگو نمايد . و حتّى حرفى را به حرف ديگر تبديل كند ، گرچه معناى هر دو يكى باشد . و حرفى را مقدّم و حرفى را مؤخّر ننمايد . و همچنين ، كسى كه مىخواهد آيه‌اى را تلاوت كند و يا تعليم نمايد ؛ فرقى ميان حديث و آيه نيست . و برهان اين مطلب آنست كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله به برآء بن عازب دعائى را تعليم فرمودند و در آن اين عبارت بود : و بنبيّك الّذى أرسلت . چون براء خواست اين دعا را بر پيامبر عرضه نمايد گفت : و برسولك الّذى أرسلت . رسول خدا فرمود : نه ! و بنبيّك الّذى أرسلت . در اينجا مىبينيم كه رسول خدا به وى امر مىكنند تا كلمهء رسول را به جاى كلمهء