هندسه پرداختند .
و جهاد و حجّ راه جهانگردى و سياحت به روى آنها بگشود ، و اطّلاع بر احوال امم مختلفه و كشورهاى جهان يافتند . و كتب جغرافيا و امثال آن را اين حاجيان و مجاهدان نوشتند .
و چون در قرآن از تقليد آباء و اجداد نهى كرده است ، و دعوت به دين حقّ و تحقيق ادلّه را واجب فرموده ، و مخالفين اسلام و منكرين اديان ، پيوسته در احتجاج با مسلمانان بودند ، مسلمانان هم مجبور شدند با آنان از راه استدلال مباحثه كنند . و ازاينرو بر اقوال حكماى يونان و غير آنان آگاه گشتند ، و طريقهء استدلال و منطق آموختند .
و هكذا چون دقّت كنى و نيك بنگرى ، همهء علوم را به بركت قرآن آموختند .
امّا علم فقه و اخلاق ، و طريق سير و سلوك و تهذيب نفس كه غايت سير انسان است ، البتّه از قرآن پديد آمد و محتاج به ذكر نيست .
و علما در اكثر ابواب علوم از خصوص آيات قرآن استدلال كردهاند و شاهدى آوردهاند . » « 1 »
[ أعداد اروپائى ، عين اعداد عربى است ]
بارى ، يونانيان نه تنها به علم حساب آگاه نبودند ، بلكه اعداد را هم بهطورى مىنوشتند كه در رديف اعداد بالا بالأخصّ در ضربهاى عدد بزرگ ، براى مسلمين - اگر مىخواستند با آن نمرات و اعداد چيزى را بنويسند - ايجاد اشكال و امتناع مىنمود . لذا أعراب ، نمرات را از يك تا ده بدين ترتيب :
( 10 - 9 - 8 - 7 - 6 - 5 - 4 - 3 - 2 - 1 )
هامش
( 1 ) - كتاب « راه سعادت » در اثبات نبوّت و ادلّهء حقّانيّت خاتم انبياء و دين اسلام و ردّ شبهات نصارى و معاندين ، طبع اوّل ، ص 49 تا ص 51