را برانداختند و درگذشتند . و چون هريك علوم را نظر كنيم مىبينيم قرآن سبب آن گرديد .
[ تمامى علوم ، از علم به قرآن پديد آمدند ]
در آغاز اسلام علم مسلمانان فقط فراگرفتن قرآن بود ، و الفاظ و معانى آن را از صحابه و تابعين ياد مىگرفتند . و چون الفاظ آن را كلام خدا مىدانستند ، به حفظ كردن كلمه به كلمهء آن مىكوشيدند ؛ و علم قرائت پديد آمد . آنگاه براى حفظ آن از خطاى در إعراب و بناء و صحّت و اعتلال ، صرف و نحو تدوين شد . و تدوين اين دو علم بىتتبّع لغت و قواعد ادبى ديگر ميسّر نبود .
آنگاه براى دريافتن فصاحت و بلاغت قرآن ، علم معانى و بيان پيدا شد .
و براى دانستن تفسير و معانى كتاب كريم به اكثر علوم نيازمند گشتند ؛ چون تاريخ و هيئت و كلام و امثال آن ، تا آيات قرآن را تفسير كنند .
و چون قرآن به متابعت رسول و اطاعت اوامر او فرموده بود ، محتاج به ضبط كلام او گشتند ؛ و به تدوين احاديث آن حضرت پرداختند ، و در صدد جمع گفتار او برآمدند . و براى آنكه حديث دروغ را از راست تشخيص دهند ناچار گشتند در علل نفوس تأمّل كنند ، و بدانند : چه صفتى در نفوس بشر آنان را وادار به دروغگوئى يا مجبور به راستگوئى مىكند ؟ زيرا كه دروغ ساختن هم در نفوس بشر علل و قواعد منظّمه دارد ؛ و راست گفتن همچنين . و محتاج به شناختن و معاشرت با راويان حديث و تجربهء حالات و ملكات آنان گشتند ؛ و علم حديث و درايه و رجال پديد آمد .
و چون در قرآن براى نماز امر به تحصيل وقت و قبله شده بود ، ناچار گشتند براى تعيين سمت قبلهء بلد و اوقات نماز ، هيئت و نجوم بياموزند . و هيئت و نجوم آنان را به سائر شعب رياضى محتاج ساخت .
و قوانين ميراث و فرائض چون در اسلام حساب پيچيده دارد ، آنان را به آموختن علم حساب واداشت . و براى زكات و خراج به مساحت اراضى و علم