و جرجى زيدان در « تاريخ تمدّن اسلام » و « تاريخ و آداب اللغة » گويد :
[ تفوّق علوم اسلام بر يونان ، از بركت قرآن است ]
دو خليفهء فاطمى مصر : عزيز بالله ( 365 - 386 ) و حاكم بأمر الله ( 386 - 411 ) در مصر كتابخانهها انشا كردند مشتمل بر نزديك يك ميليون كتاب ؛ يعنى چهل برابر كتابخانهء يونان در اسكندريّه .
و نيز گويد : كتابخانههاى بزرگ در مصر و عراق و اندلس و غير آن بسيار بود ؛ هريك مشتمل بر صدها هزار جلد . و ابواب آن براى طالبان علم و مطالعهكنندگان باز بود .
پس آثار دانش عربى چهل برابر بيش از يونان بود .
در علم ادب و اخلاق و موعظه و فقه و سياست مدن و جغرافيا ، يونانيان كتاب داشتند . امّا با كتب عربى قابل مقايسه نيست ؛ نه از جهت كثرت ، و نه تحقيق .
در يونان كتاب اخلاقى مانند « إحياء العلوم » ، و جغرافى مانند « معجم البلدان » نبود . و در رياضى خصوصا حساب و جبر و مقابله و هيئت و نجوم ، مسلمانان بر يونانيان تفوّق عظيم داشتند . و يونانيان از علم حساب و جبر و مقابله تقريبا هيچ آگاه نبودند .
و أرثماطيقى يونانى علم ديگر بود ، غير حساب . و اين اعداد 1 - 2 - 3 ميان آنها معمول نبود .
و در سائر علوم حكمى و طبّى هم از آنها كمتر نبودند ؛ بلكه رجحان داشتند .
و اينها همه از بركت قرآن است . و ما اين سخن را به گزاف نگوئيم ؛ كه تجربه و تاريخ بر آن گواه است .
عرب و همهء مردم مشرق را پيش از اسلام اين نبوغ و ترقّى نبود كه با يونانيان همسرى كنند . امّا پس از اسلام چنان ترقّى كردند كه يونانيان و اتباع آنها