يَجْمَعُونَ *
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ *
وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ * وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ .
« 1 »
[ ترجمه و تفسير آيه مطلع بحث و آيات پيرامون آن ]
« و به ياد آور زمانى را كه إبراهيم به پدرش و قومش گفت : من از آنچه را كه شما مىپرستيد ، بيزارم . و پرستش مىكنم آنكه مرا خلقت فرمود ؛ و تحقيقا او مرا هدايت خواهد نمود .
و خداوند اين برائت و بيزارى از اصنام و دل دادن به خداوند فاطر را به عنوان كلمهء باقيه ، در ذرّيّه و اعقاب وى قرار داد ؛ به اميد آنكه آنان از پرستش آلهه و اصنام برگردند ، و روى به پرستش خداى آرند .
و چنين نكردند ؛ بلكه من اين جماعت كفّار قريش را كه از اولاد او هستند ، و پدرانشان را به نعمتهاى گوناگون خود بهرمند و متمتّع ساختم ، تا زمانى كه حقّ ( قرآن كريم ) با رسول مبين و آشكاراى ما به نزد آنها آمد .
چون آنها حقّ را ( قرآن را ) مشاهده كردند ، گفتند : اين سحر است ؛ و ما بدان كافريم .
و گفتند : چرا اين قرآن بر يكى از مردان بزرگ از دو شهر مكّه و طائف نازل نشد ؟ ! آيا ايشان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ ! ما معيشت حيات و زندگى موقّت را در اين زندگى دنيا و پست در ميانشان قسمت نموديم . و به بعضى درجهء بالاتر از بعض ديگر داديم ، براى آنكه بعضى مسخّر اوامر و مطيع بعضى دگر گردند . و رحمت پروردگار تو مورد انتخاب و اختيار است از آنچه را
هامش
( 1 ) آيات 26 تا 35 ، از سورهء 43 : الزّخرف