همچون سيّد حيدر حلّى و سيّد صالح حلّى و سيّد اسماعيل شيرازى از جهت قدرت شعرى از ديوان نظامى و بوستان سعدى كوتاهتر است ؟ ! مگر « مقامات » حريرىّ و بديع الزّمان همدانى در عربى به پاى « گلستان » نمىرسد ؟
حالا شما ملّاى رومى و سعدى و حافظ و نظامى را از جهت قريحه و استعداد فرضا از اينها بالاتر بدانيد ؛ اين اعلام و بزرگان بالاتر اگر قريحه و استعداد خود را در زبان عربى مصرف مىكردند ، و مثنويها و گلستانها و ديوانهاى حافظ و نظامى قوىتر و لطيفتر و عظيمتر تحويل مىدادند ، شاهكارهاى دلپذيرتر بوجود نمىآوردند ؟ ! شما كه قبول داريد زبان عرب وسيعتر و قوىتر است ، و قدرت و وسعت آن است كه زبان فارسى را قوى كرده و جهانى نموده است ، در اين صورت اگر اين آثار به زبان عرب از اين أعلام در محيط عرب زبان كشور با استعداد و با قريحهء ايران طلوع مىكرد چه خبر مىشد ! بنابراين ، تأسّف بر فقدان اين كتب مانند تأسّف آن جوانى است كه به وى گفتند : با فلان دختر زيباى اصيل و شريف ازدواج كن تا فرزندان اصيل و شريف بياورى ! او در اين امر كوتاهى نمود ، و با دخترى كه در آن درجه از اصالت و شرافت و زيبائى نبود ازدواج كرد و فرزندانى آورد . چون به وى گفتند : چرا با آن خانم ازدواج نكردى ؟ ! در پاسخ گفت : اگر با او ازدواج مىنمودم اين فرزندان را كه نداشتم ! جواب او آنست كه : مگر آن خانم عقيم بود ؟ و ازدواج تو با او موجب تهيدست شدنت از اولاد مىشد ؟ ! بلكه آن خانم اولادى بهتر و اصيلتر براى تو مىآورد ! اين گونه استدلال از ايشان شبه مغلطه است نه برهان ، و از اهل فلسفه
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٥