تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بعيد است . « 1 »

[ كوششهاى استعمار براى برانداختن زبان عربى و قرآن در ممالك اسلامى ]

استعمار براى برانداختن زبان عربى و قرآن در ممالك اسلام بنحو اكمل كوشيد .

[ جنايات آتاترك و پهلوى به قرآن و زبان عربى ]

در تركيّه آتاترك را كه نامش مصطفى كمال پاشا بود ، با اين لقب كه به معناى پدر تركها است به روى كار آورد . « 2 » حجاب زنان را برداشت ، و لباس و
هامش
( 1 ) - طبع اوّل كتاب « خدمات متقابل اسلام و ايران » كه خود آن مرحوم براى حقير يك جلدش را هديّه آوردند در سنهء 1349 شمسى است ، و تقريبا ده سال قبل از رحلت ايشان بوده است . اين حقير در مقدّمهء كتاب « لبّ اللباب » كه بمناسبت شهادتشان منتشر شد نوشته‌ام : دگرگونى و حالات عرفانى آن مرحوم ، در چندين سال اخير عمر ايشان بوده است . و سخنرانيها و نوشتجات ايشان در اين دوره با سخنرانيها و نوشتجاتشان قبل از آن كاملا فرق دارد ؛ و از مقايسهء ميان آن دو مىتوان اين حقيقت را دريافت . ( 2 ) - أحمد أمين مصرى در كتاب « يوم الإسلام » ص 118 و 119 گويد : « در تركيّه مدحت پاشا مردم را به تمدّن غرب به مقدار نافع و اقتباس چيزهاى مفيد از ايشان براى تنظيم امور دعوت نمود . سپس مصطفى كمال آمد و از راه ديگر مردم را به اصلاح فراخواند ؛ و آن سبك كردن عرب بود از ناحيهء لغتشان و دينشان . گويا عربى بودن دين و لغت بر وى گران بود . او سراسر امّت ترك را در تمدّن غرب به تمام معنى بدون تنقيه و جدا كردن چيزهاى مفيد از مضرّ ، و بدون انتحال و انتساب فروبرد و غوطه‌ور ساخت . و از پايه‌هاى اصلاحاتش الغاء وزارت اوقاف و قرار دادن تدبير اوقاف را به رئيس امور دينيّه بود ، كه در كنارش هيئت عمليّهء استشاريّه را مقرّر كرد . و محاكم شرعيّه و مدرسه‌هاى دينى را الغاء نمود . و تعليمات دينى را بر دانشكدهء الهيّات كه تابع دانشگاه بود حصر نمود . و طرق صوفيّه را الغاء نموده ، زوايا و تكايا و القاب صوفيّه را ( از درويش و مريد و استاد و سيّد و شلبىّ و نقيب . . . ) تحريم كرد . و هر گونه پيشگوئى و سحر و ستاره‌بينى و ستاره‌شناسى و نوشتن تعويذ و دعا براى نظر و چشم زخم و يا براى سلامتى را ممنوع نمود . و لباس روحانيّت و زىّ دينى را محدود كرده ، و به احدى اجازهء پوشيدن نداد مگر به طائفهء خاصّى مثل رئيس امور دينيّه و ائمّهء جماعت و خطباء و وعّاظ . و اسراف در جهاز و ازدواج را منع نمود ، به‌طورىكه جهاز را بطور آشكار نمىبردند ، و ميهمانيهاى عمومى در