[ عربى بودن زبان ، موجب گسترش ذهن و قريحه مىگردد ]
با وجودى كه ادوارد براون از دوزى مستشرق معروف هلندى در كتاب « إسلام » نقل مىكند كه : « مهمترين قومى كه تغيير مذهب دادند ايرانيان بودند .
زيرا آنها اسلام را نيرومند و استوار نمودند ، نه عرب ؛ و از ميان آنها بود كه جالبترين فرق اسلامى برخاسته است . » « 1 » آيا همين آثار علماء ايرانى كه به زبان عربى بوده است ، اگر در محيط ايران كه تمام مردم آن داراى زبان عربى بودند مىبود ، بهتر و قوىتر اسلام را نيرومند نمىساخت ؟ ! عجيب است از مرحوم شهيد مطهّرى رحمة الله عليه كه گفتهاند :
« اگر زبان فارسى از ميان رفته بود ، ما امروز آثار گرانبها و شاهكارهاى اسلامى ارزندهاى همچون « مثنوى » و « گلستان » و ديوان حافظ و نظامى و صدها اثر زيباى ديگر نداشتيم ! پس اى كاش صدها زبان ديگر همچون زبان فارسى در ميان مسلمين وجود داشت ، كه هريك مىتوانستند با استعداد مخصوص خود به اسلام خدمت جداگانهاى بنمايند . » « 2 » پاسخ آنست كه : اگر با از بين رفتن زبان فارسى ، خود ملّاى رومى و سعدى و حافظ و نظامى هم از بين رفته بودند مطلب همينطور است كه افاده نمودهاند ؛ ولى با وجود زندگى و حيات اين بزرگان ، و غوطهور شدن در ادبيّات عرب و ساختن و پرداختن « مثنوى » و « گلستان » و ديوان حافظ و نظامى به لسان عرب ، مىدانيد چه غوغائى برپا شده بود ؟ ! مگر آثار عرفانى و ادبى ابن فارض مصرى كه قريب يكصد سال قبل از حافظ بوده است در دست نيست ؟ مگر ديوان سيّد مرتضى و سيّد رضىّ و مهيار ديلمى و صاحب بن عبّاد تا برسد به شعراى عصر حاضر عرب زبان
هامش
( 1 و 2 ) « خدمات متقابل اسلام و ايران » ص 108 و ص 89 و 90