هامش
- نوشته و بسيار حاوى مضامين جالبى است . ما در اينجا به مختصرى از آن كه شاهد گفتار ما در شناخت هويّت دكتر شريعتى است اكتفا مىنمائيم . عين عبارت كتاب اينست :
« در اينجا نامهاى از استاد مطهّرى به امام خمينى كه تاريخ آن ، سال 1356 و بعد از درگذشت مرحوم دكتر شريعتى مىباشد و مؤيّد مطالب فوق است مناسب به نظر مىرسد :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم السّلام على مولانا أمير المؤمنين و إمام المتّقين و قائد الغرّ المحجّلين و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته استاد و مقتداى بزرگوارم ! حوادث ناگوار پى در پى براى اسلام از يك طرف ، و روشنبينىها و اقدامات مثبت و منفى به موقع و صحيح آن استاد بزرگوار از طرف ديگر ، موجب شده كه روز به روز جدّىتر و با خلوص و صميميّت بيشتر آرزو كنم و از خداوند متعال مسئلت نمايم كه وجود مبارك آن رهبر عظيم الشّأن را براى همه مسلمانان مستدام بدارد ، اللهمّ ءامين . » تا مىرسد به اينكه مىگويد :
« چهارم : مسألهء شريعتىهاست . در نامهء قبل معروض شد كه : پس از مذاكره با بعضى دوستان مشترك قرار بر اين شد كه بنده ديگر دربارهء مسائلى كه به شخص او مربوط مىشد ، از قبيل صداقت داشتن و صداقت نداشتن و از قبيل التزامات عملى سخنى نگويم ولى انحرافاتى كه در نوشتههاى او هست به صورت خيرخواهانه و نه خصمانه تذكّر دهم . ولى اخيرا مىبينم گروهى كه عقيده و علاقهء درستى به اسلام ندارند و گرايشهاى انحرافى دارند ، با دستهبنديهاى وسيعى در صدد اين هستند كه از او بتى بسازند كه هيچ مقام روحانى جرأت اظهار نظر در گفتههاى او را نداشته باشد . اين برنامه در مراسم چهلم او در مشهد - متأسّفانه با حضور بعضى از دوستان خوب ما - و بيشتر در ماه مبارك رمضان در مسجد قبا اجرا شد ، تحت عنوان اينكه بعد از سيّد جمال و إقبال و بيش از آنها اين شخص رنسانس اسلامى به وجود آورده و اسلام را نو كرده و خرافات را دور ريخته ، و همه بايد به افكار او بچسبيم .
ولى خوشبختانه با عكس العمل شديد گروهى ديگر مواجه شد ، و بعلاوه هوشيارى