اقوام اجنبى قرار گرفته ، و ثروت و آبادانى و كتابخانه و تمام آثار ملّى آن بباد رفته است ، همچون فتنهء مغولان و غيرهم ؛ ولى هيچيك از اين حملات مانند حملهء عرب زيانبخش نبود . زيرا آن حملات فقط منوط به امور نظامى بوده و تخريب و غارت و فسادى را كه در پى داشته است پس از مدّتى ترميم ، و مبدّل به صلاح و آبادانى گرديده است .
امّا حملهء عرب توأم با خوى تفاخرجوئى ، و ديانت و تعليم و تربيت آنها بوده ؛ و لذا در نفوس مردم جاى گرفته و ريشه دوانيده بود . و معلوم است كه با اصلاح و آبادانى خارجى نمىتوان نفوس و قلوب را اصلاح نمود .
اين ببود تا فردوسى با تدوين شاهنامهء خود در مقابل عرب ، نشان داد كه اصالت و ملّيّت ايرانى است كه مىتواند در برابر آنها بايستد . او با احياى زبان پارسى ، و اين كتاب نفيس خود از آثار نياكان و ملّيّت آنها پرده برداشت و ايران و ايرانى را زنده و جاويد كرد .
ازاينجهت است كه خدمت فردوسى بر اين آبوخاك از همه بيشتر و شايان تقدير و تحسينى است كه احدى از شعراى ما بدين مقدار و پايه نرسيدهاند . ( اين بود ملخّص بيانات ايشان در آن مجلّه ) . « 1 »
هامش
( 1 ) - پس از على دشتى مىبينيم عينا و كاملا اين منطق را دكتر على شريعتى ايفا نموده است . اخيرا كتابى از انتشارات صدرا ( به تاريخ 12 ارديبهشت 70 ) به نام « سيرى در زندگانى استاد مطهّرى » با مقالهاى از حجّة الإسلام هاشمى رفسنجانى انتشار يافته است . اين كتاب بسيار حاوى مطالب دقيق و عميقانه و در حقيقت كشف اسرارى است از ناحيهء مرحوم شهيد آية الله شيخ مرتضى مطهّرى أعلى الله مقامه . و من مطالعه و دقّت در محتويات آن را به همهء جويندگان حقيقت توصيه مىكنم .
در ص 80 تا ص 87 اين كتاب يك نامه است كه مطهّرى مرحوم به حضرت آية الله العظمى رهبر فقيد و بنيادگذارندهء جمهورى اسلامى وقتى كه در نجف اشرف بودهاند ،