برداشتن « طاء » از كلمات و بجاى آن « تاء » نهادن ، مانند تبديل كتابت لفظ طهران به تهران روى همين زمينه است ؛ و همچنين دربارهء سائر حروف عربى مثل ظ و ص و ض و ع و غ و ث و ذ .
هامش
- بىنياز از استعمال آنها به لغت عربى است .
البتّه شايد سادهلوحان بپندارند كه اين يك امر عادى و بسيط است و نبايد بدان با نظر بد نگاه كرد ؛ و ليكن از آنجا كه امروز اين سخن در جهان مطرح است كه بايد عقل اسلامى ارتودكسى را - بر حسب تعبير خودشان - از ميان برداشت و اعتماد بر لغت نمود ( بر اساس قالبى كه فكر هر ملّتى بر آن متشكّل مىشود ، و بايد هر دولتى و امّتى را بر حسب تمدّن و فرهنگ مخصوص خود بدان شكل داد و قالبريزى كرد ، نه اعتماد بر لغت بهطورىكه آلت و وسيلهاى باشد براى فكر بشر كه آن را براى نظر كردن به عالم هستى و جهان واقع مجهّز كند ، طبق نظريّه و طرح متفكّر آلمانى هردرHerder) از آنجا به خوبى مىتوان به دست آورد كه :
طرح سعيد عقل در لبنان براى احياء لغت لبنانى بر اساس ميراث فرهنگ غنى فينيقى به علّت اتّساع و گسترش و روان و آسان بودن و بعلّت كثرت الفاظش ، در برابر لغت قرآن ( لغت عربى فصيح ) - آن سعيد عقل مارونى كه پيرو قدّيس معروف مسيحيّون : مارون است - چه بوده است ! و همچنين مىتوانيم به خوبى منظور و مقصود أدونيس و طرحش را براى لغت سوريّه بر اساس قوميّت و ملّيّت سوريّه ( حزب قومى سورى ) به بهانهء اينكه عصر تدوين از ترسيم لغت عربى فصيح يعنى لغت قرآن عاجز است - عياذا بالله - به دست آوريم كه چه بوده است ؟ ! و همچنين به خوبى مىتوانيم بدست آوريم كه : مقصود محمّد أركون از طرحهايش در نوين ساختن و تاريخيّت لغت و آنچه بر نفع استعمار تمام مىشود و بر كاكل او مىچرخد ، از لابلاى اين اسماء و عبارات و الفاظ و غيرها با وضوح هدف ؛ مراد نسخ اسلام است ، به سبب دخول الفاظ غربى و غريب در مجتمعات اسلامى بهطورىكه تدريجا آداب و سنن اسلامى كه در زير پوشش اين الفاظ است از ميان مىرود و آداب و سنن كفر جايگزين آن مىگردد .