مؤسّسهاى بود براى اين امور كه با وزارت معارف و فرهنگ رابطه داشت ؛ و براى از بين بردن لغات عربى و فرهنگ اسلام نهايت سعى و كوشش را داشتند .
و در ادارهء فرهنگستانى كه پشت مدرسهء سپهسالار بود ، براى اين موضوع مالهاى ملّت بيچاره را مىخوردند و مىبردند .
[ زنده كردن لغات فارسى باستانى ، برگشت از تعاليم قرآن است ]
نام مسجد را دمرگاه ، و قبرستان را گورستان ، و اجتماع را گردهمائى ، و جمعه را آدينه ، و وسائل ارتباط جمعى را رسانههاى گروهى ، و خصوصا و مخصوصا را ويژه ، و جمع و تفريق و ضرب و تقسيم را افزايش و كاهش و زدن و بخش ، نهادند ؛ و همچنين سائر اصطلاحات رياضى را ، بهطورىكه بعضى اوقات خود معلّمان گيج مىشدند و در اداى مقصود فرومىماندند . اينها همه براى دور كردن مردم از لغات قرآن است . براى قطع رابطه و بريدن با نهج البلاغه است . براى عدم آشنائى مردم به جمعه و جماعت است . براى بىخبر داشتن ايشان از اين معارف اصيل است . « 1 »
هامش
( 1 ) بسيار عجيب است ! هنوز كه هنوز است اين امواج گستردهء متعفّن غربى كه نتيجه و حاصل دست استعمار و پارازيتهاى فكرى غربگرايان است ، در دانشگاههاى ايران بطور روشن و صريح بنام حفظ تمدّن و ميراث فرهنگ ايرانى و به اسم ملّيّت و ادب كشور باستانى انتقال مىيابد . و معلوم نيست كه وسائل ارتباط جمعى از روى تعمّد و قصد و يا از روى جهالت و نادانى اين افكار را نشر نموده و توسعه مىدهند . چند روز قبل ( از مبدأ روز 25 ماه ذوالحجّهء 1411 هجريّهء قمريّه ) از راديوى طهران نقل شد كه بازگشت به سوى زنده كردن لغات پارسى را بر اساس زنده نمودن ميراث فرهنگى فارسى تعليم مىداد . و عجيبتر آنكه الفاظى را كه براى تغيير انتخاب و اختيار نموده بود ، همگى از نصوص شريفهء قرآن كريم بود ؛ مثل لفظ هدايت ، مسجد ، امر به معروف و غيرها . و براى هريك از اينها بدلش را در لغت پارسى ذكر مىكرد . با تكرار پيوسته از راديو به آنكه اين الفاظ عربى است كه با فارسى آميخته شده است ؛ و با تكرار پيوسته به آنكه فرهنگ تمدّن فارسى در ذات خود