تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
مىپنداريد رسالت نجات و رهائى و رهبرى بشريّت به سعادت را داشتند ، و به اين نام به كشورهاى ديگر حمله مىبردند و رژيمهائى را سرنگون مىكردند ، خود به وحشيانه‌ترين كارها دست زده‌اند ؛ و اين هم نمونه‌اش . بنابراين ، خوانندهء محترم تعجّب نخواهد كرد كه از نظر هيئت امتحانيّهء ساليانهء اونيورسيتهء كلكتهء هند كه بدست انگليسها اداره مىشده است ، براى حلّ مغالطهء منطق سؤالى پيدا نمىشد جز متن فرمان مجعول كتاب‌سوزى ؛ و براى يك نويسندهء ايرانى هم كه « مبانى فلسفه » براى سال ششم دبيرستانها نوشته ، و هرسالى ده‌ها هزار نسخه از آن چاپ مىشود و در اختيار دانش‌آموزان بىخبر و ساده‌دل ايرانى قرار مىگيرد ، آنجا كه دربارهء قياس استثنائى در منطق بحث مىشود ، على رغم فشارهائى كه نويسنده بر مغز خود آورده هيچ سؤال ديگرى به ذهن او نرسيده جز همان سؤالى كه طرّاحان انگليسى در اونيورسيتهء كلكته طرح كردند ؛ و ناچار شده مسئله را به اين صورت طرح كند : « ممكنست قياس استثنائى در عين حال منفصله و متّصله يعنى مركّب باشد ؛ مثال اين گونه قياس قول معروف منسوب به پيشواى عرب است ، كه چون خواست سوزاندن كتابخانهء ساسانيان را مدلّل و موجّه كند چنين استدلال كرد : اين كتابها يا موافق قرآنند و يا مخالف آن . اگر موافق قرآنند وجودشان زائد است ، اگر مخالف آن هستند نيز وجودشان زائد و مضرّ است ؛ و هر چيز زائد و مضرّ بايد از بين برده شود . پس در هر صورت اين كتابها بايد سوخته شوند . » ( دكتر على أكبر سياسى « مبانى فلسفه » صفحه 254 ) . » مرحوم مطهّرى مطلب را بدين گفتار پايان مىدهد كه : « اين همه بوق و كرنا كه از اروپا تا هند را پر كرده ، كتابها در اطرافش