عاليه هم آن را در دنيا اشاعت و انتشار داده ، منجمله به دنياى علوم و معارف اروپا از اين راه احسانى كه نمودند واقعا نمىتوان براى آن حدّى تصوّر كرد .
چنان كه در يكى از ابواب آتيه تحت عنوان آثار علمى و ادبى مسلمين بيان خواهيم نمود كه : آنها تا چندين قرن معلّم اروپا بوده و فقط با دست آنها علوم و فنون قديمهء يونان و روم در اروپا شايع گرديد . و هنوز چيزى نگذشته است كه ترجمههاى كتب عربى از دستور مدارس اروپا خارج گرديده . » « 1 »
[ بحث گوستاو لوبون دربارهء زبان عربىّ ]
و در باب دوّم ( زبان ، فلسفه ، ادب ، تاريخ ) در فصل اوّل آن كه راجع به زبان عربى است مىگويد :
« زبان عربى جزء السنهء سامى محسوب و شباهت تامّى به زبان عبرى دارد . حروف چندى درين زبان موجود است كه صداهاى آنها در السنهء اروپا يافت نمىشود ، و از اين جهت تلفّظ آن براى اجانب خيلى مشكل مىباشد .
اين مطلب حقيقة بر ما معلوم نيست كه زبان مزبور كى به حالت حاضره رسيده است ؟ ولى از اشعار جاهليّت به خوبى كشف مىشود كه : لااقلّ يكصد سال قبل از پيمبر اسلام صلّى الله عليه و آله و سلّم اين زبان به درجهء كمال رسيده بود . طرز تكلّم زبان عربى مختلف و داراى محاورات عديده است ، ليكن بموجب رواياتى كه مورد تصديق مورّخين اسلام است ، زبان قبيلهء پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم نهايت درجه خالص و فصيح بوده ؛ و همين زبان خالص بواسطهء اشاعت قرآن در تمام دنيا منتشر و زبان عمومى گرديد .
اساسا زبان عربى از جمله السنهايست كه اجزاء آن نهايت درجه با هم متّحد و خالص مىباشد . البتّه طرز تكلّم آن با هم اختلاف دارد ؛ مثل تكلّم جزيرة العرب ، شام ، مصر ، الجزائر و غيره . ولى فرقى كه در ميانهء آنها
هامش
( 1 ) « تمدّن اسلام و عرب » ص 578