خود مفصّلا نوشتهاند . و اين سخنان خرافاتى و مجعول ، مخالف با صريح عقل مىباشد .
[ عقيدهء نصارى دربارهء گناه بشر و فداى مسيح ، مخالف عقل صريح است ]
خداوند ، عادل و رحيم بل أرحم الرّاحمين است . هرگز فرزندان را به گناه پدر نخواهد گرفت ، و كسى را كه معصيت نكرده عقاب نمىكند . و اگر فرضا گنهكارى توبه كند و سوى او بازگردد وى را مىبخشد . و رحمت و بخشايش او از پدر و مادر بيشتر است ، كه چون فرزندشان بگريزد و پشيمان شود و بازگردد او را مىپذيرند و در دامان مهر و محبّت مىگيرند . در اين صورت ، آمرزش گناه مستلزم آن نيست كه خود را ذليل يهوديان كند و كشته شود .
چه ربط و ارتباطى ، چه مناسبتى ميان كشته شدن او و آمرزش گناه بشر است ؟ ! خداوند تبارك و تعالى از تجسّم و حلول و لوازم آن مبرّى و منزّه است .
اگر رحمتش اقتضا كند همهء گنهكاران را عفو مىفرمايد ؛ و اگر عدل و دادش اقتضا كند مستحقّان عذاب را پاداش مىدهد .
اينست پايهء عقيدتى نصارى كه در نهايت وهن و سستى است ، و خدا و عيسى بن مريم از آن بيزارند . و همين يك امر كافى براى بطلان مذهبشان است .
هركس بدقّت بنگرد در تحيّر مىماند زيرا كه مخالف عقل اوست . آنها اعتراف دارند كه مخالف با عقل است و ليكن مىگويند : ناچار بايد آن را پذيرفت ؛ چون در كتب مقدّسه اينچنين وارد است .
اگر شما بر ايشان سؤالهاى زير را به صورت اعتراض وارد سازيد ، چه جواب خواهند گفت ؟ ! 1 - كتاب مقدّس به چه دليل حجّت است و مطالب آن چرا از جانب خداست ، با آنكه شما مىگوئيد انبياى گذشته گناهكار بودند ؟ ! كسى كه گناهكار باشد شايد دروغ بگويد و آن دروغ را مخلوط با وحى كند و به مردم تحويل دهد .