است گويد :
« اگر اصول عقائد اسلام را به دقّت ملاحظه كنيم ، مىبينيم كه : اسلام نوعى است از عيسويّت كه مشكلات و پيچيدگىهاى آن بكلّى مرتفع است .
ولى در اين جاى ترديد نيست كه بين اسلام و عيسويّت از حيث فروعات فرق زيادى وجود دارد ؛ حتّى در اصول هم يك فرق نمايانى بين آنها موجود مىباشد كه عبارت است از وحدانيّت مطلقه .
اين خداى واحد مطلق از همه بالاتر و فوق تمام اشياء قرار گرفته ، حتّى هيچيك از انبياء و اولياء و ملائكه يا ارباب انواع هم در عرض او نيستند . راستى اينست كه در ميان تمام مذاهب دنيا فقط اسلام مىباشد كه اين تاج افتخار را بر سر گذاشته ، و اوّل از همه وحدانيّت محض و خالص را در دنيا انتشار داده است .
تمام سادگى و شأن و مقام اسلام روى همين وحدانيّت مطلقه قرار گرفته ، و همين سادگى باعث قوّت و استحكام اين دين گرديده است .
اين توحيد خالص محض را چون در آن هيچگونه پيچيدگى و معمّائى نيست ، به آسانى مىتوان فهميد . و ايمان به امور متضادّى كه در اديان ديگر تعليم داده شده و عقل سليم ابدا نمىتواند آن را قبول كند ، هيچيك در اين ديانت وجود ندارد .
خداى واحد مطلق معبود ، تمام مخلوقات در نظر او مساوى ، عدّهء خيلى كمى از اركان دين كه فرض شده و جزاى فعل آن بهشت و تركش جهنّم باشد .
ملاحظه كنيد ! كدام مذهبى از اين مذهب سادهتر و روشنتر يا نزديكتر به فهم عامّه است ؟ ! يك نفر تازهمسلمان خيلى عامّى از هر فرقه و صنفى كه بوده باشد ، از عقائد مذهبى خود به خوبى واقف ، و مىتواند به آسانى آن عقائد را در يك سلسله الفاظى خيلى ساده و روشن بيان نمايد .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٣