« نظام بردگى در ميان مردم قديم شايع بوده است . و بردگان را از اسيران جنگى و از ملّتهاى شكست خورده مىگرفتند . و از براى آنها نظام و قانون معروفى در ميان يهوديان و يونانيان و روميان و عرب در زمان جاهليّت و اسلام بوده است .
نظام رقّيّت و بردگى تدريجا از ميان رفت و الغاء شد : در هندوستان در سنهء 1843 ميلادى ، و در مستعمرات فرانسه در 1848 ، و در ايالات متّحدهء آمريكاى شمالى بعد از جنگ جدائى 1865 ، و در برزيل در 1888 ؛ تا اينكه قرار جلسه و مؤتمر بروسل حكم به ملغى بودن آن را در 1890 صادر نمود . مگر اينكه فعلا نيز در ميان بعضى از قبائل آفريقا و آسيا يافت مىشود .
و علّت و منشأ الغاء بردگى ، تساوى بشر در حقوق و احكام است . » - انتهى .
4 - نظريّهء اسلام دربارهء بردگى چيست ؟ !
[ الغاء اسلام بردگى را در ناحيهء غلبه ، و در ناحيهء ولايت ابوينى ]
اسلام بردگى را بر اساس علل و اسباب بندگى تقسيم كرده است . و دانستيم كه عمدهء آنها سه سبب است : جنگ ، غلبه ، و ولايت همچون ابوّت و امثالها . از اين سه علّت دوتاى آن را الغاء كرده كه جهت غلبه و ولايت باشد ، و يكى از آنها را كه اسيران جنگى محارب با اسلام باشد امضاء نموده است .
اسلام احترام همهء طبقات را از شاه و رعيّت ، حاكم و محكوم ، امير و سرباز ، و مخدوم و خادم يكسان شمرده است . تمام امتيازات و اختصاصات حياتى را لغو نموده و در ميان جميع افراد در احترام نفوس و آبرو و اموالشان تساوى برقرار كرده است ، و اعتناء تامّ و تمام به ادراكات و ارادههايشان نموده است ، و به هر فردى اختيار كامل در حدود حقوق لازم الاحترام عنايت نموده است . در اعمالشان و نتائج كسبشان و تسلّط بر اموالشان و منافع وجوديشان اختيار داده است .