تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
اين گفتار او در قسمت اوّل بود ، و همان‌طوركه ملاحظه مىشود در نهايت اتقان و استوارى است .

[ گفتار آلكسيس كارل ؛ و تجاهل و تغافل او نسبت به عرفان إسلامى ]

و امّا گفتار او در قسمت دوّم آنست كه مىگويد :
هامش
- و ديوانه‌ايست كه به آنها زمام امور داده شود و كليد خزائن به آنها واگذار شود ؛ امّا آنها بيشتر از اين نمىفهمند كه با آن جواهرات بازى كنند . » و در جاى ديگر مىگويد : « يك نفر فيلسوف هندى از من شنيد كه من از تمدّنمان تعريف مىكنم و آن را به غايت مىستايم و مىگويم : يك نفر رانندهء اتومبيل سيصد يا چهارصد ميل را در يك ساعت مىپيمايد در روى رملها و شنها ، و هواپيمائى از مسكو تا نيويورك در بيست يا پنجاه ساعت مىرسد . آن فيلسوف هندى گفت : شما مىتوانيد در هواء مثل پرنده پرواز كنيد و در آب مثل ماهى شنا نمائيد ، و ليكن نمىدانيد چگونه روى زمين راه برويد ! » در جاى سوّم از همين كتاب مىگويد : « نظر بيفكن به اين طيّاره‌اى كه در آسمان به غايت بالا مىرود و چون حلقه‌اى دائره‌اى شكل مىگردد ، در پندار تو اين‌طور مىآيد كه : سازندگان آن در علمشان و لياقتشان ما فوق بشر مىباشند . آنان كه در اوّلين وهله بر آن پرواز نمودند در علوّ همّتشان و جرئچتشان پهلوانانى بودند ، و ليكن اينك نظر كن به مقاصد زشت و نكوهيده‌اى كه طيّاره را در استخدام خود آورده است و در آتيه آن را چگونه به كار مىبندد . . . كارى از آن بر نمىآيد مگر پرتاب كردن بمب‌ها مخصوصا بمب‌هاى اتمى و تكّه تكّه كردن اجساد انسان ، و خفه نمودن زندگان ، و سوزاندن بدنها ، و پرتاب كردن گازهاى سمّى ، و پاره پاره كردن مستضعفين كه هيچ پناهى براى فرار از اين شرّ ندارند . اينها مقاصد مردم احمق و يا مقاصد شياطين است . » و در جاى چهارم از كتاب گويد : « مورّخين فردا دربارهء ما چه خواهند گفت كه چگونه ما طلا را استعمال مىكنيم ؟ آنها البتّه مىگويند : ما براى اطّلاع و خبر از محلّ و جاى طلا ، به بىسيم و امواج متوسّل شده‌ايم . آنگاه كيفيّت أشكال و طرزى را كه صاحبان بانكها طلا را توزين مىكنند و باكمال لياقت و مهارت آن را مىشمرند ، توصيف مىنمايند و بيان مىكنند كه چگونه قانون جاذبه ما را در انتقال آن از پايتختى به پايتخت ديگر رهبرى كرد . و البتّه
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 39 | السيد محمد حسين الطهراني