تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
« عرفان مسيحيّت ، معرّف عالىترين شكل فعّاليّت مذهبى است ، و بهتر از عرفان هندوها و تبّتىها با ديگر فعّاليّت‌هاى عقلانى بستگى دارد . و بر اين عرفان‌هاى آسيائى امتيازش آنست كه در دوران صباوت خود درسهائى از يونان و روم گرفته است ؛ و از يكى تفكّر و از ديگرى نظم و قياس را آموخته است . » « 1 » در اين سخنش همان‌طوركه مىبينيد خيلى بىانصافى كرده است . او چگونه عرفان مشرق زمين را عرفان هندوها و تبّتىها دانسته ، و از عرفان اسلام چشم پوشيده است ؟ او چگونه عرفان علىّ بن أبى طالب و سائر ائمّهء اطهار و حضرت سجّاد و حضرت رضا عليهم السّلام را ناديده گرفته است ، و از « نهج البلاغة » و خطب محيّرالعقول آن كه مخّ عرفان است و از « صحيفهء سجّاديّه » و « عيون أخبار الرّضا » و « توحيد » صدوق كه يك نفر از آنها تا به حال نتوانسته است به حقيقت اين عرفان برسد ، اغماض نموده است ؟ او چگونه از مشايخ بنام عرفان ، همچون بايزيد بسطامى و معروف كرخى و سرى سقطىّ و خواجه عبد الله انصارى و محيى الدّين عربى و ابن فارض مصرى و صدر الدّين قونوىّ و شيخ الإشراق شهاب الدّين سهروردىّ و عبد الرّزّاق كاشانى و ملّا جلال الدّين رومى و خواجه شمس الدّين حافظ شيرازى چشم پوشيده است ؟ !
هامش
- در تاريخ تسجيل خواهند نمود كه : كسانى كه شبيه به وحوش هستند و ماهرند و در فتوحات صنعتىشان نهايت جرأت را دارند ، از مصرف و اعطاء به تعاونيهاى بين المللى كه طلا را طلب نموده و براى تقسيم صحيح ، اميد ضبط و دسترسى به آن را دارند ؛ عاجز و ناتوان مىباشند . آن كسان هيچ قصدى و نيّتى ندارند مگر اينكه معادن را با اسرع سرعت‌هاى ممكنه دفن كنند ، ايشان طلا و معادن را از درون زمين در جنوب آفريقا استخراج نموده و در بانكهاى لندن و نيويورك و پاريس دفن مىنمايند . » ( 1 ) « انسان موجود ناشناخته » طبع ششم ، ص 151 و 152