گرفتار تعصّب است ، و حاضر نيست از قرآن و رسول الله و عرفان اسلامى تمجيد به عمل آورد ؛ و در جاى حسّاس و نقطهء بزنگاه مطلب چنان مىگذرد و از اعتراف و اقرار خوددارى نموده ، خود را در بوتهء جهل مىاندازد كه جاى شگفت است ! اينك ما فرازى را از عبارت او در سرّ عدم موفّقيّت ماشين در كمال بشريّت مىآوريم ، تا آگاهى او به رموز مطلب روشن شود . و سپس فرازى را از عبارت او در اغماض از عرفان اسلامى بيان مىداريم تا تجاهل و تغافل او نسبت به سر فرودآوردن در برابر عظمت قرآن مشخّص گردد امّا دربارهء سرّ عدم موفّقيّت گويد : « لزوم تحوّل فكرى - خطاى رنسانس - اولويّت مادّه يا اصالت انسان . » آنگاه در شرح اين مختصر گويد :
« ما نمىتوانيم پيش از يك تحوّل فكرى ، به احياى خود و محيط خويش موفّق شويم . در واقع اجتماع امروزى ما از به دو پيدايش خود ، از يك اشتباه عقلانى يعنى خطائى كه ما آن را بعد از دورهء رنسانس دائما تكرار كردهايم ، در زحمت بوده است .
تكنولوژى انسان را بر حسب مفاهيم نادرست ماوراءطبيعى ساخته است ، نه موافق روح علم . هنگام آن رسيده است كه اين عقائد را ترك بگوئيم .
بايد سدّى را كه به علّت يك تفسير غلط از نظريّهء گاليله بين خصائص اشياء كشيدهايم درهم بشكنيم .
بهطورىكه گفتيم ، گاليله خصائص اشياء را به اصلى يعنى وزن و ابعاد كه قابل سنجشاند ، و فرعى يعنى شكل و رنگ و بو كه قابل اندازهگيرى نيستند متمايز ، و كمّيّت را از كيفيّت مجزّا نموده بود .
بيان كمّيّت به زبان رياضى ، علوم را به وجود آورد ؛ ولى كيفيّت در بوتهء فراموشى ماند .
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٧