تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
آيا شش جلد « مثنوى » مولانا كه تمامش در همان ديباجه و عنوانش : « بشنو از نى چون حكايت مىكند » منطوى است ، از تمام عرفان مسيحيّت و توحيد خود مسيح عالىتر نيست ؟ ! آيا « ديوان حافظ شيرازى » كه تمامش در همان غزل اوّل : « ألا يا أيّها السّاقى أدر كأسا و ناولها » گنجانيده شده است ، كافى براى بصيرت وى نبود ؟ آيا « نظم السّلوك » يعنى تائيّهء كبراى ابن فارض كه حقّا يك دورهء كامل و تمام از تمام منازل سير و سلوك و بيان اعلى درجهء از توحيد و عرفان است صدها بار از آنچه در انجيل آمده است دقيق‌تر و عميق‌تر و صاف‌تر و ظريف‌تر در نشان دادن لطائف عرفان نبوده است ؟ ! پس چرا عمدا خود را به سهو زده ، و سهوا اشتباه عمدى نموده ؛ از خود قرآن و اين كتب نفيسهء عرفان و اين مكتب رفيع‌الدّرجهء آن چشم پوشيده ، عرفان جوكيهاى هند و مغولهاى تبّتى را نام برده و در مقابلهء با عرفان مسيح و مسيحيّت به عنوان معرّفى عرفان آسيائى به شمار آورده است ؟ ! بنابراين ، جناب كارل نبايد در انتظار بنشيند تا مردم به عرفان مسيحيّت بگروند ، و خودش غمگين باشد كه چرا مردم آنها را به بوتهء فراموشى سپرده‌اند . عرفان قرآن بسيار عالىتر و راقىتر و جذّاب‌تر است و هيچ مفرّ و گزيرى نيست مگر آنكه خود او و هم‌مسلكانش حركت كرده و مردم اروپا و آمريكا و شوروى و چين و ژاپن و هند و مالزى ، عرفان‌هاى مسيح و زردشت و بودا و برهمن را كنار گذارده ، و سر تسليم در برابر عظمت قرآن ، و عرفان آن فرودآورند . اينست راه چاره . امّا خودش مرد و تسليم نشد . و اينك در آن عالم به عقبات ظلمت و گردنه‌هائى ناشى از جهل كه مىرسد و قدم از قدم نمىتواند بردارد ، مىفهمد كه ما چه مىگوئيم !

[ شرق و غرب ، گرچه به مسيحيّت يا يهوديّت تظاهر مىكنند ولى مكتبشان اصالة المادّه است ]

امروزه تمام اروپا و آمريكا در جهنّم مادّيگرى مىگدازد . نه تنها شوروى و