و در روايت ديگرى است كه : نحن الموازين القسط . « 1 » « ما هستيم ميزانها و ترازوهاى عدلى كه خداوند در روز قيامت نصب مىكند ، و اعمال بندگان را با آن مىسنجد ، و بنابراين به كسى ظلم نمىشود . » و از حضرت صادق عليه السّلام دربارهء معنى صراط ، روايتى است كه فرمود : إنّ الصّورة الإنسانيّة هى الطّريق المستقيم إلى كلّ خير ؛ و الجسر الممدود بين الجنّة و النّار . « 2 » « صورت نفس ناطقه و ملكوتى انسان ، صراط مستقيم است به سوى هر خيرى ؛ و آنست پلى كه ميان بهشت و آتش كشيده شده است . »
[ حقيقت معناى « تأويل » در آيات قرآن ]
با اين دو نمونه معنى كه ما در تفسير صراط و ميزان نموديم ، حقيقت معنى تأويل در تمام آيات كه در شأن آنها و يا در شأن اعدائشان تأويل شده است واضح مىشود . بنابراين ، اوّلا : تأويل در آيات حتما لازم است ؛ زيرا تأويل ، مرجع و مفاد معنى ظاهرى است و بدون آن ، معنى و مراد از آيه دستگير نشده است .
و ثانيا : آيات جنبهء عموميّت و كلّيّت خود را هميشه حفظ مىكند ؛ تا هرجا شائبهاى از معنى تأويل بوده باشد ، آنجا را شامل شود . و روى همين منظور است كه در آيات قرآن كريم ، تصريح به اسم نشده است .
با اين بيان خوب روشن شد كه : چگونه أمير المؤمنين عليه السّلام حقيقت قرآن است !
[ ابيات ازرىّ در اينكه أمير المؤمنين حقيقت قرآن است ]
چه خوب مىسرايد شيخ كاظم ازرى در قصيدهء الفيّهء خود رضوان الله الملك المتعالى عليه :
هامش
( 1 ) تفسير « صافى » ج 2 ، ص 94
( 2 ) همان مصدر ، ج 1 ، ص 55