« من در نمازم مشغول خواندن سورهاى از قرآن بودم كه سورهء كهف بود . و ناپسند داشتم كه آن را قطع كنم ، تا به پايان برسانم . و اگر نگران آن نبودم كه سرحدّى را كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم حفاظتش را به من محوّل كرده است ضايع نمايم ، از آن سوره دست برنمىداشتم گرچه روح از بدنم پرواز مىكرد ! » و گفته شده است : آن مرد ، انصارى بود و عمارة بن حزم بود ، و امّا در نزد من به قول قوىّ عمّار بن ياسر بوده است . » « 1 » مسلمين اينطور با قرآن حكيم انس داشتند ، و در خلوت با خدا ، با تلاوت كتاب خدا ، در عوالم معنى غرق مىشدند ؛ و راضى بودند كه جان تسليم كنند و از لذّت مكالمه دست نشويند .
أمير المؤمنين عليه السّلام ، چنين حواريّونى دارد ، كه آنها در مجالست و مؤانست و ذكر و فكر ، با او عشق مىورزيدند ؛ و حضرت در سوگشان ناله مىزند و اشك مىريزد و آه مىكشد ؛ نعم الإمام و نعم المأموم !
[ آخرين خطبهء أمير المؤمنين عليه السّلام ، و ياد از برادران شهيدش ]
در آخرين هفتهء عمر خود خطبهاى خواند كه آخرين خطبهاش بود ؛ و در آن خطبه فرمود :
أين إخوانى الّذين ركبوا الطّريق ، و مضوا على الحقّ ؟ أين عمّار ؟
و أين ابن التّيّهان ؟ و أين ذو الشّهادتين ؟ و أين نظراؤهم من إخوانهم الّذين تعاقدوا على المنيّة ؟ و أبرد برءوسهم « 2 » إلى الفجرة ؟ !
هامش
( 1 ) كتاب « المغازى » للواقدى ، ج 1 ، ص 395 تا 398 ؛ و نيز ابن أثير جزرى در كتاب « الكامل فى التّاريخ » طبع بيروت ( سنة 1385 ) ج 2 ، ص 174 و 175 ؛ و نيز در « منتهى الآمال » ج 1 ، ص 54 ؛ و « سفينة البحار » ج 2 ، ص 275 سطر آخر ، مجملا محدّث قمّى ذكر نموده است .
( 2 ) أبرد إليه البريد : أرسله .